|
|
|
|
|
مغازه ای است به مسافت تقریبی ۱۰*۴۰ متر ظاهر تمیزی دارد پرسنل لباسهایی مرتب و همشکل با مدل زیبایی بر تن نموده اند از دیدن آنجا لذت می برید به فضای بیرون نیز رسیدگی شده است سکوهای سنگی زیبایی برای نشستن در بیرون مغازه نصب شده . این فست فود دو دهنه واقع در محله ستارخان تهران در حوالی میدان صادقیه مانند سایر اغذیه فروشیهای آن قسمت از شهر محلی جهت نشستن در داخل مغازه ندارد بلکه مشتری از همان بیرون غذا را سفارش می دهد و می گیرد و می برد و یا در همان حوالی می خورد آب سرد کنی را هم همان بیرون قرار داده اند که مشتری تشنه نماند به گمانم تعداد مشتریان رابطه مستقیمی با آب و هوا داشته باشد بواسطه عدم نیاز به سرویس و میز و صندلی و نظافت قیمتها ۶-۵ درصد ارزانتر است که در این زمانه گرانی، بد نیست. یکی از خصوصیات این مغازه ها آن که شما می توانید تمام مراحل پخت و سرو غذا را ببینید در ۱ دهنه انواع ساندویچ و در سوی دیگر انواع پیتزا سرو می شوند و در میانه کباب ترکی گوشت و مرغی به ضخامت دور کمر من، پهلوی آتش می چرخد در قسمت ساندویچ، کالباسها روی صفحه سرخ کن، جلز و ولز می کنند متصدی که دستکش ۱ بار مصرف در درست دارد روی کالباسها به تناوب پنیر پیتزا و سوسیس و مرغ و استیک می ریزد. اکثر غذاهای اینجا بصورت میکس هستند کارگر مربوطه بعد از چند بار برگرداندن این غذای پرمحتوای اشتها برانگیز، آنها را با ۱ حرکت داخل نان می ریزد همکار دیگرش داخل مغازه سیب زمینیی را که در قطعات بزرگی سرخ و تنوری شده با سس مخصوص به مقدار فراوان در ظرف ۱ بار مصرف قرار می دهد و در آنرا روکش آلومینیوم می کشد دیگر دلمان آب شده غذا را می گیریم و به سرعت حرکت آغاز می کنیم .
با اشتها گاز اول را می زنیم ولی با کمال تاسف(برای خودم) غذا خوشمزه نیست این فکر مرا فرا می گیرد که احتمالا مشکل از روغن است چون در سایر مواد غذایی مشکلی مشاهده نمی شود ولی مگر قیمت روغن از مرغ و گوشت گرانتر است یا تورم بر آن بیشتر اثر کرده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ تعجب من وقتی بیشتر میشود که پیتزا و کباب ترکی این مغازه را امتحان می کنم و آنها را باب طبعم می یابم که داستان آن بماند برای بعد |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:30 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
من برای غذا خوردن در رستوران رسوم خاصی را رعایت می کنم که این رسوم معمولا ناخود آگاه و در حین غذا خوردن من و شریکم امیرحسین شکل گرفته
یکی از مهمترین اصول ما این است که غذا هر قدر خوشمزه باشد در صورتی که مسوولین مربوطه احترام لازم را به جا نیاورند آن رستوران از طرف ما و برای همیشه تحریم خواهد شد ۲-۱ سال پیش هفته ای ۲-۱ بار به رستورانی در کوچه ای از خیابان گیشا، بنام م....سرا می رفتیم این رستوران چلو قیمه های بسیار خوشمزه ای داشت و با تابلوی کهنه ای در زیر زمین ساختمانی قرار گرفته بود و نیز از فضای بسیار گسترده ای برخوردار بود لیکن آنجا را بصورت سنتی و قدیمی اداره می کردند . در گوشه ای از سالن یخچال ویترین دار زشت و بزرگی از آنهایی که جهت نگهداری نوشابه در بقالی استفاده می شود قرار داده بودند و در آن از ماست و نوشابه گرفته تا پیاز را می توانستی ببینی . میز و صندلیهایش انسان را به یاد غذاخوریهای بین راهی ۱۰ سال پیش می انداخت و علیرغم سرامیک بودن ۱ متر پایینی دیوارها و رنگ آلبالویی به کار رفته در آن کف سالن را سنگی به قدمت عمر من پوشانیده بود امیر نظرش این بود که با چند میلیون تومان هزینه می توان از این فضا بعنوان سفره خانه سنتی استفاده کرد ما معتقد بودیم (و هستیم) جو گیشا به گونه ای است که ۱ سفره خانه سنتی در آمد فراوانی خواهد داشت و افسوس می خوردیم که چرا ما چنین سرمایه ای نداریم به هر حال من از فضای وسیع و خالی بودن رستوران استفاده می کردم و بعد غذا پیپ مفصلی چاق می نمودم تا که ۱ روز گارسون که با ما آشنا شده بود از طرف صاحب آنجا پیام بسیار مودبانه ای آورد و خواهش کرد پیپ نکشم من هم با خوشروئی پذیرفته پیپ را خاموش کردم لیکن ما دیگر به آنجا نرفتیم و دلایل دوستم مبنی بر محق بودن طرف مقابل هم هیچ کمکی به حضور مجدد ما در آن محل نکرد . مدتی است از بیرون می توان دید که آنجا شیک تر از قبل شده (هرچند هنوز قضای قدیمی را حفظ کرده اند) ولی ما دیگر به آنجا نمی رویم زیرا: این رسم ماست
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:25 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
غذای رستوران سعد آباد نکته یا ویژگی خاصی ندارد . ولی مجموعا نمره خوبی می گیرد هرچند که نمی تواند شاگرد اول شود. هر گاه کسی از من درباره رفتن به آنجا سوال می کند به او توصیه می کنم حتما برود . در فصل تابستان غذا خوردن میان درختان چند صدساله باغ سعد آباد به همراه شنیدن صدای آ ب جاری در آن محیط با صفا که انسان را به یاد فیلمهای تاریخی می اندازد فرصتی است برای گرفتن آرامش و اندوختن انرژی و اگر قلیانی هم چاشنی غذا شود که دیگر هیچ این درباره تابستان ولی زمستان سعد آباد وضعیت جالب و متفاوتی دارد که در قسمت آینده درباره اش توضیح بیشتری خواهم داد و با ذکر خاطره ای ثابت خواهم کرد که زمستان برای رفتن به سعد آباد مناسب ترین فصل است |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:37 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
بهنام عزيزم از توجه و نظرات درستت ممنونم
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 16:6 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
در اوایل سال ۸۶ ماههای آخر سربازیم را می گذراندم شبی به اتفاق دوستم امیرحسین برای کاری به بازار نصر گیشا رفتیم در آنجای تابلوی تبلیغاتی بزرگی خبر از غذای جدیدی به نام پیتزا قیفی در مغازه ی غذای آماده ی شیلا می داد به واسطه خاطرات قدیم یکسالی می شد که به شیلا نرفته بودم لیکن باخبر بودم که شیلا هم به رستورانهای به اصطلاح زنجیره ای مانند هایدا و بوف پیوسته و صاحب شعبات متعدد در سطح شهر شده است آنچه از بیرون قابل مشاهده بود اینکه اکثر مغازه های شیلا بسیار کوچک بودند از رنگ و دکوراسیون استفاده مناسبی شده بود و انتخاب میز و صندلی نیز با فضا تناسب داشت. رنگ و فونتی هم که در تابلوهای سر در شعبه ها استفاده شده بود نمره قبولی می آورد و آرم شیلا که چنگالیست با ۱ سوسیس کامل بر سر آن نیز انتخاب بدی نبود هر چند که من این آرم را دوست ندارم الغرض ما به شیلای شعبه گیشا رفتیم و سفارش پیتزای قیفی دادیم هرچند این پیتزا ما را سیر نکرد و در نتیجه از نظر پولی به ما ضرر زد لیکن بین من و شیلا آشتی و صلح و صفا برقرار شد پیتزای قیفی برای دختران جوان که اکثرا رژیم هستند بسیار مناسب است چرا که پول کمتری می دهند و غذایی به هدر نمی رود که از خوردن همه آن عذاب وجدان بگیرند اندازه این پیتزا از ۱ بستنی قیفی بزرگتر نیست و روی نان قیفیش با پنیر پیتزا و تکه های بسار کوچک کالباس تزئین شده که چهره زیبایی از آن می سازد این پر طرفدارترین غذای آن مغازه به حساب می آید هر چند بهترین غذایشان نیست هنوز ادامه دارد |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 15:10 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||