|
|
|
|
|
این مطلب را هدیه می کنم به سمیرا. باید تقدیمش کنم. این مطلب را بخواند یا نخواند. بداند یا نداند. برایش مهم باشد یا نباشد. برایم فرقی ندارد واین متن تقدیم می شود به سمیرا
اولین تصویری که از رستوران بوفالو، در ذهن من، نقش بست مربوط به زمانی بود که این رستوران، بوف نام داشت و زمزمه هایی بود مبنی بر اینکه قرار است بوف تبدیل به رستورانی زنجیرهای شود که به فكر من میرسید احتمالا این زنجیره شامل حداکثر4 یا 5 شعبه خواهد بود و نه بیشتر. البته غذایی هم که در آن خوردیم به همین بدی غذایی بود که امروزه روز، در بوف سرو میشود. پس از آن اسم آنجا به بوفالو تغییر پیدا کرد و من بر اثر اصرار دوستم، امیرحسین 2بار دیگرنیز به بوفالو رفتم و هر بار، این دستاویزی شد برای انتقاد از امیر. هفته گذشته به طور اتفاقی در چهارراه ولی عصر بودیم و با توجه به اینکه از آپاچی و سوپر استاپ مطلب نوشته شده بود و در آن وقت شب، حوصله رستوران حاج محسن و بزرگمهر را نداشتيم بار دیگر و عليرغم ميل باطني به بوفالو رفتیم. زیرا من به این نتیجه رسیده بودم مدتی زيادي از آخرين باري که به يك رستوران نمره بسيار بد دادهام گذشته است. بوفالوواقع در ضلع جنوبي امیرحسین 2 نوع پیتزا دو نوشابه 1سیب زمینی و 1 پیاز حلقه ای سوخاری سفارش میدهد و به جای پیاز حلقهای از لفظ پیاز حلقه كرده، استفاده میکند که خانم متصدی به این بهانه بنای شوخی و خنده را با او میگذارد و در مقابل تعجب فراوان من و برخلاف گذشته نه چندان دور، امیر نیز پا به پای متصدی با او من شوخی میکند. در پشت یکی از میزهای نزدیک در خروجی مینشینیم اینجا بر خلاف بسیاری از رستورانها 1جعبه دستمال کاغذی بر روی هر میز قراردادهاند و این جعبهها با نام و سفارش بوفالو تولید شدهاند که با وجود کوچک بودن مساله از نظر من نقطه قوت بزرگی برای 1رستوران است. پس از مدتی غذا را می آورند که بر خلاف انتظار، بسیار خوشمزه است. از سیب زمینی گرفته تا پیاز سوخاری و پیتزا که اگرچه کمی کوچکتر از پیتزاهای نرمال عرضه شده درمغازههاي فست فود تهران است لیکن نمیتوان به آن نمره قبولی نداد نوشابه را نیز به صورت قوطی عرضه میکنند. هر چند عرضه بطری و نوشابه خانواده برای چنین رستورانی نه تنها افت کلاس نیست که یک امتیاز است. تنها مشکلی که در این میان مشاهده شد عرضه پیاز و سیب زمینی در بشقاب ملامینی و نداشتن هیچ محافظی بر روی سینی پلاستیکی عرضه غذا بود که اگر مساله بهداشتی کار و زحمت پرسنل، برای تمیز کردن ظروف را ندیده بگیریم میتوان گفت که اقدامی نوستالژیک و یاد آور خاطرات دهه 60 از مغازه های کم تعداد فست فود آن دوران است. نکته ای که در پایان ذکر آن را لازم میدانم تابلوهای نقاشی خوش رنگ و متعددی است که بر روی دیوارهای بوفالو نصب کرده اند که از نظر من نادان در زمینه هنر نقاشی کشیدن آنها کار بسیار ساده و پیش پا افتاده ای است به همین علت عکس یک نمونه از این نقاشیها را در ادامه این متن قرار میدهم تا اگر با سبک هنری پیچیده و نقاشیهای بسیار گران قیمتی مواجه بوده ام مرا باخبر کنید. ضمن آنکه مطالعه توضیح تکمیلی نیلوفر عزیز هم خالی از فایده نیست: سلام اتفاقا میخواستم به شما پیشنهاد بدم که خودتون رفتید انجا . مدتها بود که اکواریوم هاشون خالی بود و حالت زشتی از یک اکواریوم خالی . عیب این مکان همان چهارپایه های نارحت هست که به زمین چسبیده انگار میگن بخور و در برو و اون پیاز حلق ای هاشو که خیلی دوست دارم لطف کنند و توی یه سبد روغنشو بگیرند عالی میشه . نظر میلاد را هم باید حتما خواند: سلام
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 12:10 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
مطلب این هفته را به یاسمن عزیزم (آسمان کوچک) تقدیم می کنم اگرچه یاسمن اهل غذا خوردن نیست و تقدیم چنين مطلبي به او شبیه به جوک است اما من دوست دارم این متن را به این دختر ارزشمند و شیطان و دوست داشتنی با صفات والای انسانی تقدیم کنم او تنها كسي است كه به خواهري قبولش دارم. http://a3maanekoochak.persianblog.ir/
برای اولین بار به شهر تبریز رفتم در آنجا مهمان خانواده خاله ام بودم و پذیرایی بسیار خوبی از من بعمل آمد از جمله اینکه مرا به رستورانی متفاوت از آنچه تاکنون دیدهام بردند که حیف است اگر از نوشتن درباره آن خودداری کنم. مجتمع تفریحی رفاهی پتروشیمی تبریز، فضای وسیعی دارد و یک هتل بزرگ را نیز شامل میشود هتلی که به روایتی سومین هتل خوب تبریز است. همچنین در این فضا چند رستوران سنتی و مدرن نیز وجود دارد جایی که قرار است ما در آن شام بخوریم بخش آلاچیق مجتمع است. آلاچیقها همه مسقف و به بخاری گازی مجهزند و خودشان به 2نوع تقسیم میشوند. نوع اول، شیشهای و کوچک و ساخته شده بوسیله تجهیزات سبک ساختمانی و گونه دیگر به شکلی بسیار بی نظیر، تشکیل شده از پوستهای بهم دوخته شده ای مثل چادرهای جنگی، در زمان تیمور لنگ. سطح بیرونی آنرا با 1لایه پلاستیکی پوشانده اند. شاید برای گرم ماندن فضای داخلش با دری چوبی شکل به مانند درب خانه های قدیمی بدون هیچ پنجره ای، فضای این آلاچیق وسعتی دارد که برای نشستن ۲۰نفر کافی است با فرشهایی بر روی تختهایی که همه این فضای وسیع را جز قسمت کنار در ورودی، که محلی است جهت در آوردن کفش پوشانده اند. در کنار در ورودی، بخاری گازی، قرار دارد. کافی، برای گرم کردن مهمانها و کشکولی خالی آویخته به دیواره چادر شاید برای زیبایی فضا و یا جهت ریختن زباله. دیواره چادر پر از ترمه های زینتی است که انسان را به یاد خانه مادر بزرگ های نسل من و نه نسل فعلی می اندازد. کناره دیوار را با چوب های موازی هم پوشانده اند. به گونه ای که بتوانی بی دغدغه به پشتی و مخده های چسبیده به دیوار، تکیه دهی. نشسته بر روی پتویی در زیر پایت و به یاد فیلمهایی که از زمانه خانهای قدیمی این سرزمین، دیده ای. سقف را هم با همین چوبهای موازی محکم کرده اند. آیفونی نیز در کنار در ورودی نصب است گویا برای ارتباط با قسمت خدمات، گرچه عملا کار نمی کند و در واقع نیازی هم به آن نیست زیرا هر یک ربع ساعت کسی میآید و به زبان شیرین ترکی، چیزی میگوید و از کلمه خدمت در میان حرفهایش می فهمیم که قصدش خیر است. غذای ما شامل کباب کوبیده، برگ، جوجه کباب با سس هندی کوفته تبریزی و دیزی است با نانی که بوسیله تنور سنگک ولی با استفاده از خمیر سفید، پخته شده و الحق خوش طعم و خوشمزه است. من و بهنام پسرخاله ام در کوفته و دیزی شریکیم و از کباب سایرین، نیز قسمتی نصیب من مهمان میشود. بجز 3ظرف ماست با نیمی از پیاز از سهم سایرین، که میخورم بی تعارف و خجالت. پس چه عجیب اگر آن شب وزنه دیجیتالی منزلشان، مرا 2کیلو چاقتر از قبل نشان میدهد. در حالی که من به مزه خوشمزه کوفته تبریزی خورده شده فکر میکنم که در وسط آن آجیلی خوشمزه قرار گرفته بود و آب همراهش طعمی بهشتی داشت برای کسی که هیچ نوع سوپ و آشی را دوست نمیدارد.
من مهمانم و از قیمتها بی خبر، پس از خوردن غذا، بر میخیزیم تا بیرون برویم. در آن هنگام، تازه، دلیل مراجعت مکرر پیشخدمت خوش خلق آشکار میشود. همانا قصد او آوردن دسر خوشمزه ای بوده شامل 2 ظرف پر از خرمای پودر نارگیل زده همراه 2بشقاب حلوای 3رنگ تبریزی با سرویس چایی خوش عطری که بصورت تحسین برانگیزی سرو میشود. عجیب آنکه این حلوای شیرین زنجبیلی آنچنان در دهان منی که حلوا دوست نمی دارم مزه کرده که هنوز حسرت چند لقمه ای از آن را که در بشقاب باقی گذاشته ام میخورم و افسوس میخورم از برایش. در پایان نکته جالبی را باید ذکر کنم در اینجا تنها دلستر باواریا سرو میشود لیکن درباره نوشابه اوضاع به گونه ای دیگر است که اگر چه مارک فانتا را بر خود دارد لیکن در شیشه هایی مانند شیشه های قدیمی که برای خریدش شیشه خالی لازم بود در سایزی کوچکتر عرضه می شود پ ن:حاج صادق عزیزم توضیحات جالبی به متن اضافه کرده که حیف میشه اگر نخونیمش سلام بر احمد آقاي گل گلاب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 21:0 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام همیشه سعی کردم به موقع و بصورت منظم به روز بشم و همیشه این حس در من هست که بازدید کننده این وبلاگ به من لطف میکنه که نظرات منو با صرف وقت ارزشمندش مورد مطالعه قرار میده حقیقتش اینه که از نظر فکری گرفتار و متاثرم با اینکه چند مطلب جدید به همراه عکس برای این پست فراهم کردم ولی مطلب این هفته را فردا در وبلاگ قرار می دهم و وظیفه خودم میدونم از همه بازدیدکنندگان عزیزی که امروز برای خواندن ۱مطلب جدید به وبلاگ میان معذرت خواهی کنم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 9:37 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
مطلب این هفته را به دوستان خوبم در وبلاگ میزغذا تقدیم میکنم http://mizeghaza.wordpress.com/
این هفته من به درخواست احمد مهمان شما هستم قرار هست این دفعه در باره فست فود آواچی شعبه چهار راه ولیعصر بنویسم.
قبل از هر چیز از این تریبون شکمانه می خواهم استفاده کنم و در لابلای نقد شکم، به نکات کلی در مورد فست فودها اشاره مدت ها قبل (ماه رمضان سال گذشته) که به آواچی آمدم به دلیل اینکه این رستوران در داخل کوچه قرارداشت تابلو بسیار بزرگی با قوسی زیبایی در آنجا بود تا در ابتدای خیابان، همه تابلو رستوران را ببینند. اما در حال حاضر از تابلو خبری نیست کسی هم سر کوچه با کاغذهای تبلیغاتی داد نمی زند بفرمایید رستوران، این موضوع می تواند نشان دهنده اعتفاد به نام و کیفیت از سوی صاحب رستوران باشد. وقتی داخل رستوران می شوید با انبوهی از تصاویر کودکانه به سبک آپاچی ها روبرو می شوید کلیه دیوارها به رنگ نارجی چرک می باشد کف با سرامیک روشن 60در60 پوشیده شده در سقف به اصطلاح عامیانه از ابزار(آرک یا آک یا...) بسیار زیبایی با نور بفش استفاده شده است. خوب به مکانی درباره آن صحبت کردم با کمک عکس هایی که احمد در سایت قرار داده فکر کنید، چه نکاتی به ذهن شما می رسد؟؟؟ در ساخت دکور و رنگ بندی فست فودها یکسری قوانین نانوشته وجود دارد. اگر به تمام فست فودها نگاه کنید از رنگهای گرم و جیغ زرد قرمز، نارنجی و.... استفاده می شود رنگهای گرم اشتهای شما را تحریک می کند شما برای صرف غدا مجاب می شوید. غذای خود را میل می کنید و به سرعت خارج می شوید. چرا؟ و چرا تا ده دقیقه بعد از صرف غذا با نوشابه و ته مانده غذا بازی نمی کنید. حتی اگر مغازه خلوت باشد؟؟ در واقع رنگهایی که شما را برای خوردن به وجد می آوردند پس از خوردن و سیر شدن آرامش شما را بهم می زنند و شما دوست دارید به سرعت خارج شوید برای بهتر فهمیدن به برسی این نکته در آواچی می پردازیم هنگامیکه شما وارد رستوران می شوید تمام ابزار بازی با رنگ ها برای جذب شما وجود دارد شما غذا را سفارش می دهید و شروع به خوردن می کنید هنگام خوردن نگاه شما به کدام سمت است ؟،شما یا به غذا نگاه می کنید یا به همراهان خود و در بیشتر مواقع سر شما پایین است. نور بنفش (رنگ سرد) هنگام خوردن غذا با تابش به روی میز، به شما آرامش می دهد. نمونه این ترفند با لامپ ال ای دی در رستوران باگت شعبه پاسداران قابل مشاهده است. کف با حالت روشن وبراق در صورت افتادن نگاه شما به سمت پایین آرامش شما را بهم نمی زند اما به زمانی می رسیم که غذای شما تمام شده است نگاه شما نا خودآگاه به سمت دیوار ها و محیط تغییر خواهد کرد. رنگهایی که تا لحظاتی پیش دلربا بودند حس ناخوشایندی در شما ایجاد می کنند و شما را بسمت درب خروجی فرا می خوانند. فرق کاربری کافی شاپ و فست فود در اینجا نمایان می شود رنگ تیره کافی شاپ ها برای حالت رومنس آن نیست بلکه برای رساندن انرژی شما به حداقل است. شما در کافی شاپ دارای حالتی خواهید بود که رنگهای تیره می خواهند: آرام و کم تحرک. و بر خلاف فست فود مدت زمان زیادی باید در این مکان صرف کنید و برای بیشتر ماندن سفارش بیشتری بدهید و به بقای کافی شاپ ها کمک کنید. از بحث جنبی وارد دایره غذایی می شوم در آواچی من و احمد دو پیتزا سفارش دادیم فرم پیتزاها فرق کرده بود، پیتزاها بزرگتر و نازکتر شده بودند کسانی که پیتزا ناپولی رفته اند منظور من را متوجه می شوند این نوع پیتزا دارای نان بسیار نازکی است که به نوعی برای عرضه کنندگان آن بازی با دم شیر است چون نان پیتزا اگر ذره ای سفت یا چرب باشد کل طعم پیتزا تحت الشعاع این موضوع قرار می گیرد و این نکته بسیار مهم است چون تمام فست فود ها سعی می کنند به دلیل اینکه از لحاظ طعم ،در انواع همبرگرها،مرغ ها امکان تنوع پذیری وجود ندارد با کمک پیتزا مشتریان بیشتری را جذب کنند. پیتزای آواچی دارای نانی نرم وترد بود وقتی زیر پیتزا را نگاه کردم هیچ اثری از چربی نبود و پیترا به راحتی می توانست طعم خوب خود را به کاربر شکم، القا نماید مواد غذایی اضافه شده به پیتزا بطور یکدست در تمام پیتزا پراکنده شده بودند و تکه های پیتزا راحتتر قابل هضم بودند. بهرحال آواچی در پیتزا نمره قبولی می گیرد و با دیگر فست فودها در انتظار غولی جدید به نام ماری بروان(تبلیغ روی پیراهن تیم فوتبال پرسپولیس)با هدف گذاری 400 شعبه در ایران خواهند ماند تا ببینیم غول جدید چه در چنته دارد؟!!!! در پایان با این نکته سر شما را بیشتر به درد می آورم که باید دقت کرد در فست فود های زنجیره ای افت کیفیت از لحاظ روانی با القای اینکه شاید این شعبه غذایش بد بوده وشعبه دیگربهتر باشد فرصت بازساری به مجموعه را می دهد اما رستوران ها و فست فود های کوچک فرصت یکبار اشتباه را هم ندارند چون مشتری از دست رفته است. فست فود ها آرام آرام ذائقه شما را تغییر می دهند همان طور که صد سال است پپسی و کوکاکولا این کار را انجام می دهند ،آیا واقعاً طعم نوشابه ها (خارجی) با 10و20و30و سال قبل هیچ فرقی نکرده است؟؟ امیرحسین پورمختار پ ن:آنروز در آواچی، به امیرحسین گفتم اسم تو در نیمی از مطالب من وجود دارد چرا یک مطلب را خودت ننویسی؟ او هم لطف کرد و مطلب بالا را همان شب ایمیل زد. ولی بر خلاف انتظار و فرمت وبلاگ به هیچ عنوان نمیتوانستی این مطلب را نوشته ای درباره پیتزا آپاچی یا آواچی قلمداد کنی بلکه مطلب بسیار جالب و خواندنیی بود که برای تامین خواست من در حاشیه نگاهی به این مغازه فست فود می انداخت. سعی کردم آن را به دو بخش تقسیم کنم اما انجام این کار عملا متن خواندنی امیرحسین را خراب میکرد پس کل مطلب را یکجا در وبلاگ قرار دادم و تنها اسم آن را عوض کردم و بابت آن از دوست عزیزتر از برادرم کمال تشکر را دارم او در وبلاگی ، عکسهای بسیار زیبایی از شهر تهران را به نمایش می گذارد که دیدن آنها خالی از لطف نیست http://tehranface.blogfa.com/ |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 7:32 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||