|
|
|
|
|
این مطلب تقدیم می شود به سید مهدی عزیز با قلبی به روشنای آب سلام این بار هم من(امیرحسین) پا تو کفش احمد می کنم و درباره فست فود تیتو برایتان پرحرفی خواهم کرد. فست فود تیتو در ابتدای خیابان میرداماد بعد از مجتمع کامپیوتری پایتخت در داخل کوچه دفینه قرار گرفته است. من بطور اتفاقی وقتی از آنجا رد می شدم این فست فود را دیدم و به احمد پیشنهاد کردم به این فست فود برویم. چیزی که مرا مجاب کرد تا غذای تیتو را امتحان کنم فضای بسیار بزرگ اختصاص داده شده به این رستوران آنهم در یک کوچه نسبتا پرت بود، از لحاظ پلان ساختمانی فضای این رستوران یک مستطیل کامل بدون هیچگونه فضای پرت با سقفی بلند می باشد که بطور کامل می تواند یک فضای ایدال برای برند های معروف برای ایجاد فروشگاه های مواد غذایی،لوازم خانگی،پوشاک ،مبلمان و.... با توجه به نزدیکی به مراکز خرید باشد. از لحاظ دکوراسیون خارجی سعی شده با قرار دادن شیشه های بزرگ یکپارچه تمام فضای داخل از بیرون قابل لمس باشد تا اگر در ابتدای کوچه به طور اتقاقی داخل کوچه را نظاره کردید این مکان حس کنجکاوی شما را تحریک کند و ایجاد فضای سبز هوشمندانه(استفاده از گیاهان چهار فصل)یک ساختمان متضاد با فضای خاکستری منطقه را پیش روی شما قرار می دهد. به دلیل فضای مستطیل شکل شما وقتی وارد رستوران می شوید عرض رستوران را طی کرده و به پیشخوان و محل سفارش غذا می رسید،در اینجا همان فضای آشنای منوهای بزرگ روی دیوار ،صندوق و صندوق دار و چشم انداز آشپزخانه پیش روی شماست.در فست فود تیتو انواع برگر ها و مرغ سوخاری عرضه می گردد. من و احمد چیزبرگر و ماشروم (قارچ)برگر را انتخاب کردیم و سیب زمینی و پیاز حلقه شده معروف،تا حساب کیفیت غذا های سوخاری آن تا حدی دستمان بیاید، بعد از سفارش غذا با دلیل چیدمان طولی صندلی ها و برای اشراف به کل فضای داخلی رستوران انتهای رستوران را برای نشستن انتخاب کردیم. آنچه در دید کلی از دکور و چیدمان داخل تیتو به شما منتقل می شد،نظم ،ظرافت و سازماندهی صحیح داخل مجموعه بود در داخل رستوران به دلیل طول زیاد و عرض کم نسبت به طول رستوران ،شما درنگاه اول باید با فضایی شلوغ مواجه باشید اما به کمک نور،رنگ و انتخاب درست نوع میز و صندلی ها شما با آرامش کامل مسیر خود را برای نشستن طی خواهید کرد. و با نگاه کردن به فضای پیرامون خود با آرامش غذای خود را صرف خواهید کرد. از مسایل حاشیه ای که دور شویم تمام این نکات در یکبار نشستن شما در یک رستوران کافیست اما برای بار دوم کیفیت غذا یک فاکتور اساسی خواهد بود.هنگامی برای گرفتن غذا مراجعه کردم نظرم به این نکته جلب شد در روی پیشخوان لیوانهای بزرگ،سه نوع سس و انواع چاشنی و از همه مهمتر دستمال کاغذی به تعداد زیاد وجود دارد تا با خیال آسوده به پذیرایی از خود مشغول شوی و دغدغه شکم نداشته باشی ابتدا با پیاز سوخاری و سیب زمینی شروع کردیم ،آنچه که در طعم پیش غذا مشخص بود عدم وجود چربی اضافه و افزودنی به به پیاز و سیب زمینی بود که نکته ای مثبت در مقابل مزه غیر واقعی این نوع غذاها در فست فود های دیگر می باشد.نوغ غذایی که سفارش داده بودیم با برچسب روی غذا مشخص گردیده بود تا مثل پت و مت مجبور نباشیم داخل غذا را دستمالی کنیم تا بفهمیم کدوم غذا مال کیه! نکته مثبت دیگر ابعاد برگر ها بود که قطعا از برگرهای سوپراستار بزرگتر بود و شما هنگام خوردن آن بدون سس بتوانید طعم گوشت را حداقل تشخیص دهید. هنگام خوردن غذا ،صدای موسیقی ملایم در فضا گوشتان را نوازش می دهد و خود بخود باعث می گردد آن همهمه ای که در اکثر فست فود ها یک ناهنجار به نظر می رسد ،در این مکان وجود نداشته باشد. در پایان باید بگویم غذای تیتو شاید خاص نبود اما لغت مطلوب را براحتی می توانم برای آن بکار برم و اگر تنوع غذایی خود را بیشتر نماید تا امکان انتخاب ها برای مراجعه های دوباره بیشتر شود می تواند شاهد شکوفایی بیشتر با توجه به در اختیار داشتن فضای دلنشین برای جمع دوستان، فیس تو فیس ها و خانواده ها باشد.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 4:3 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
این مطلب تقدیم می شود به پسر خاله عزیزم بهنام که برای من یک رفیق ایده آل است
بجز ما، دو متصدي خوشرو نيز حضور دارند و از ما استقبال گرمي به عمل ميآورند. اين رستوران در يك طبقه واقع است. و همانگونه كه ذكر شد چندان هم بزرگ نيست. ميزها و صندليها بصورت مرتبي چيده شدهاند و نميدانم چرا من احساس كردم ارتفاع صندليها كمي كوتاه است. بر روي هر ميز به تعداد صندلي، سرويس آب جوش و تيبك چاي و نسكافه و شكر و نمك قرار دادهاند. صبحانه ساختار بسيار سادهاي دارد چند بشقاب (حدود 13-12) در دو رديف و در كنار هم، موازي ميز پيشخوان، كه از در ورودي و در امتداد ميز و صندليها پشت سر هم چيده شدهاند. و شامل انواع خوردنيهاي مخصوص صبحانه مانند پنير، پنير سه گوش، كره، مغز گردو، خرما و چند نوع مربا مثل مرباي انجير و مرباي گل و مرباي هويج و خامه و عسل و... ميشوند. همچنين بعضي خوردنيهاي مخصوص لبنان مانند پنير و سياه دانه و نيز مرباي بادمجان سبز رنگي كه در نگاه اول از كوچكي كيوي به نظر ميرسد ولي بنا به گفته متصدي بادمجان مخصوصي است كه مانند اكثر غذاهاي اين رستوران از لبنان وارد كردهاند. بعضي غذاها هم براي ما ايرانيها به عنوان صبحانه عجيب به نظر ميرسد مثل ماست چكيده و يا زيتون. ولي خب از منظر برادران لبناني اين غذاها به عنوان صبحانه غذاهاي عاديي هستند. نان سنگك كنجد دار و نان تافتون تازه به فراواني در دسترس قرار دارد. همچنین بستههاي شير و شيركاكائو و آب پرتقال سنايچ نيز جزو سرويس به حساب آمده به همراه تعداد فراواني ليوان شيشهاي در كنار هم بعلاوه ظرفي بزرگ محتوي آب جوش اضافه در دسترس مشتری قرار دارند. متصدي به آهستگي در گوش من ميگويد آن سبزي معطر (نامش را فراموش كردهام) را با روغن زيتون مخلوط كنيد براي قدرت مردانگي بسيار مفيد است و من در حالي كه سعي دارم به روي خودم نياورم كه به من برخورده است از او تشكر ميكنم. واقعيت آن است كه ساختار صبحانه لبناني شباهت فراواني به صبحانه ايراني دارد و چه مهم كه حليم و عدسي و يا انواع سوسيس و سيب زميني و امثالهم در منو وجود ندارند و فضا از ابهتي مانند رستوران اردك آبي برخوردار نيست بخصوص كه قيمت نيز بسيار ارزانتر از آنجاست (نفري 6000تومان) املت را سفارش ميدهيم. املت من، طبق عادت شامل تخم مرغ و كالباس و پنير پيتزا است كه با روغن زيتون طعم خوبي دارد. و زياد متاسف نميشوم از اينكه نميتوانم مراحل پخت آن را تماشا كنم. در اواخر صبحانه در ليست منو نان تست توجه مرا به خود جلب ميكند و از متصدي سراغش را ميگيرم 5دقيقه بعد يك بشقاب محتوي 5نان تست بر سر ميز ما ميآيد به همراه عذر خواهي بايت تاخير ناشي از تاخير نان فروش. تستها آن قدر خوشمزه است كه همراه سير و كم خوراكم دوتايشان را ميخورد. برايمان توضيح ميدهند اين نان خوشرنگ با روغن زيتون و شير و عسل تست شده است. در مجموع من عروس لبنان را براي خوردن صبحانه به هر رستوراني ترجيح ميدهم ضمن آن كه از سرويس ناهار و شام آن اطلاع خاصي ندارم. پ ن۱:به علت گم شدن سیم رابط موبایل باید بابت عدم عکس ها از همه معذرت بخوام پ ن۲:انگار نباید از هیچ رستورانی تعریف کرد این پنجشنبه برای بار دوم به عروس لبنان رفتم با دو مهمان رودرواسی دار نان تست که به علت ۴ روز تعطیلی نداشت که خب توجیهشان را قبول کردم ولی در آخر کار پیرمرد صاحب رستوران که دفعه قبل فقط ۵دقیقه آخری که آن جا بودم به رستوران آمده بود بابت دو املت اضافه ۲۰۰۰تومان پول بیشتر گرفت و وقتی پرسیدم مگر به صورت بوفه ای حساب نمی کنید گفت این مساله شامل تخم مرغ نمی شود وقتی ۱۸۰۰۰تومان می پردازی ۲۰۰۰تومان اضافی چندان مهم نیست اما از دست دادن مشتری شکمویی مثل من ضرر بیشتری برای صاحب رستوران به همراه دارد |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 7:54 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
این مطلب را به مژده عزیزم تقدیم میکنم که با سوالات جالب شکمانه اش مغز انسان را بکار می گیرد
به جای مقدمه : روزی که نوشتن این وبلاگ را شروع کردم. هدف نوشتن درباره رستوران های شهر تهران بود. ولی بعد از این که درباره رستوران هایی در اصفهان و تبریز نوشتم و استقبال دوستان ارجمند خواننده را دیدم به این نتیجه رسیدم که نوشتن درباره رستوران های سایر نقاط هم خالی از لطف نیست بخصوص که بعضی مطالب به قلم شخص دیگه ای جز من باشه و باعث ایجاد تنوعی برای خوانندگان. متنی که در ادامه می آید نوشته دوست عزیزی است که از کویت برای من ارسال کرده کشوری که در زمان طفولیت ما نشانه ثروت و آزادی و قدرت بود. ![]()
سلام دوست شیرین نویس و پرروزی (انشاالله) دوروز قبل با دوستی که رهسپار امریکاست به رستوران ایرانی درمنطقه جابریه (Jabriye) رفتیم. این رستوران در یکی ازمناطق بسیارخوب کویت واقع است واتفاقا با محله ما هم بیشتر از پنج دقیقه فاصله نداشت .
رستوران ناز.
ساعت نزدیک چهار بعد از ظهر بود و من شک داشتم آن جا باز باشد. ولی باز بود. قدم به قدم برایتان می نویسم .رستوران در طبقه دوم ساختمانی واقع شده بود
تابلوی آن جا را در جلوی پله ها نصب کرده بودند. اولین توذوق زنی نوشتن کلمه نــــــاز بود. طوری که میشد نساز هم آن را خواند.
به داخل رفتیم و نشستیم. برای تصور بهتر پیشخوان رستوران بوفالو چهارراه ولی عصر را در نظر داشته باشید. فاصله پیشخوان تا صندلیها به اندازه عرض بدن دو آدم بود و فقط یک ردیف به موازات آن مثل کمربند.
سروصدای کارکنان، ظرف و ظروف نیاز به پخش موسیقی را از بین می برد.
لیست غذاها فقط به زبان انگلیسی وعربی موجود بود!!! این صدامتیاز منفی یعنی چی ؟؟؟ رستوران ایرانی بدون منوی فارسی؟!
در آن جا از ظروف قشنگی با حاشیه های آبی خوشرنگ که یاد آور فیروزه نیشابور بود استفاده می شد.
اما آبی و ضد اشتهایی!!
غذایی که سفارش دادیم میرزا قاسمی و ماهی کبابی و باقالی پلو و سالاد شیرازی بود. و بماند که مقدار میرزاقاسمی اش براستی سه تا قاشق غذاخوری بیشتر نمی شد. و آن را در بشقاب بیضی شکلی مثل نان لواش پهن کرده بودند.
قیمت ها بد نبود نمی خواهم اعداد آنها را بنویسم چون تفاوت ارز ایران و کویت از زمین تا آسمان است (هریک دینار 3600 تومان است گران ترین ارز دنیا)
یک سماور استیل با قوری استیل هم گوشه پیشخوان قرار داده بودند.(همان بوفالو را در نظر داشته باش نزدیک پله ها که به بالا می رود)
آخه کی چای توی قوری استیل می خوره !! چای سیاه شده را؟
یک چیز بسیار عجیب وتقریبا آبروبر این رستوران درمقایسه با تمام رستورانهایی که من در اینجا رفته ام دادن صورت حساب کف دست گارسون فیلیپینی بود! یعنی نه حداقل درون یک بشقاب! و یا کاور کیف مانندی که مخصوص چک رستوران هاست. هیچ هیچ!!
هنگامی که داشتیم بلند می شدیم خانم فیلیپنی سرونت غذا پرسید شما ایرانی هستید گفتیم بله او هم دوبار گفت خوداافظ :)
تصمیم دارم به مدیر این رستوران زنگ بزنم و تمام این حرفها را به او هم بگویم تا شاید کیفیت وکمیت را بهتر و بیشتر کند.
بزودی به آیس پک هم خواهم رفت :)
الهی تندرست و سیر و شاد باشی .
yasetti /kuwait
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دهم دی 1387ساعت 22:56 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||
|
|
|
|
|
مطلب این هفته تقدیم می شود به مادرم. مادر عزیزی که در زیر اولین برف زمستانی بدون توجه به خستگی و درد پا و کمر در آن سرما پا به پای من می دوید و در آن لحظه به من ثابت شد که اگر به او گفته شود باید برای فرزندت به تو آسیب برسد با لبخند می پذیرفت. خداوند نگهدارش باشد.
به جای مقدمه : سلام امیدوارم معذرت خواهی بزرگ مرا بواسطه عدم رعایت نظم وبلاگ که موجب ضایع شدن حق شما بازدید کنندگان محترم میشود پذیرا باشید اگر جزییات آنچه در 2هفته گذشته بر من گذشت را برایتان تعریف کنم یقینا بنده را مورد عفو قرار میدهید لازم به ذکر است به لطف حضرت پروردگار از نتیجه این تلاش رضایت دارم. اولین بار امیرحسین مرا با البیک آشنا کرد او به من گفت 1شعبه از رستوران زنجیرهای که درمکه، در آن، غذا خوردهام در مجتمع اریکه ایرانیان افتتاح شده است و توضیح داد که این رستوران، در دو طبقه به مشتریان خدمات میداد. یک طبقه برای مجردها و طبقه دیگر که به صورت کیوسکهای جدا از هم و سرپوشیده اداره میشد برای خانوادهها. تصویر چنین رستورانی در تهران آنقدر به نظرم بامزه آمد که در اولین فرصت با وجود دلگیری شدیدی که از اعراب دارم به آنجا رفتم. رستورانی که آرم آن جوجهای کلاه بر سر بود. کلاهی که به لطف سریالهای سوریهای پخش شده در دهه 70 از تلویزیون میدانستم متعلق به بیکها بوده است و بیک یک لقب مانند دوله و سلطنه در کشور خودمان در زمان قاجارها. پس البیک یعنی بیک بسیار معروف یا جناب بیک مثل این است که من رستورانی تاسیس کنم و نامش را بگذارم حضرت سلطنه رستوران البیک تهران، دقیقا آن چیزی که دوستم در مکه دیده بود نیست لیکن به گفته او شباهت ظاهری فراوانی به نسخه اصلیش داشت. در این رستوران، همه جا را زرد و یا قرمز کردهاند.
پارتیشنهای نیم متری، صندلیها را به چند گروه تقسیم کردهاند که این کار شاید برای ایجاد احساس امنیت در بین مشتریان، باشد که احتمالا بخاطر وسعت فضا از ایشان گرفته میشود باشد. و یا دلیل آن ایجاد شباهت با نسخه اصلی این رستوران است. میتوانم بگویم در مجموع، رستوران دنج و راحتی است ولی این به معنی متفاوت و یا بخصوص بودن غذای سرو شده در البیک نیست غذا از مرغهای سوخاری گرفته تا ساندویچ عادی و بسیار عادی بودند. در البیک پیتزا سرو نمیشود و تنها چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد منوی دسر این رستوران و دسری به نام مهلبیه بود که آخر سر هم تلفظ دقیق آن را یاد نگرفتم۱و البته بسیار خوشمزه و طعمش، نزدیک به مسقطی بود. ولی بر خلاف عکسش هیچ اثری از خلال بادام و پسته در آن دیده نمی شد و شاید از این لحاظ تصمیم نداشتند بین شعبات مختلفشان شباهتی باشد. پس از خوردن غذا از پنجره البیک که در طبقه دوم واقع است نگاهی به بیرون انداختم و چشمم به شعبهای از رستوران زنجیرهای KFC افتاد و از این که آنجا را برای خوردن غذا انتخاب نکردهام بسیار خوشحال شدم و تصمیم گرفتم بجای رفتن به خانه، سری به سالن اصلی سینمای اریکه بزنم و در پایان دو نکته اول اگر از خرج کردن پول نمیترسید پیتزای قیفی کورن را در همان طبقه امتحان کنید. نکته دوم آنکه انشاا... مطلب بعد را در روز سه شنبه آینده بر روی وبلاگ میگذارم و از نظر کیفی و کمی نظم به روال سابق باز خواهم گشت. ۱. به گفته سر آشپزان عزیز تلفظ دقیق mohallebi است و دسری معروف و را یج در ترکیه و کشورهای عربی است دوستان وعده داده اند طرز پختش را بزودی آموزش دهند |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 10:21 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||