تبليغاتX
زنده باد غذای خوشمزه
غذا - رستوران - فست فود - چاق - شكم - خوردني ...آخ جون
 

...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:33  توسط احمد ظهيرميردامادي  | 

  این مطلب تقدیم می شود به سیامک عزیز


خانواده همسرم به مناسبت سالگرد تولد مادر خانواده مرا به یک رستوران سنتی دعوت کردند که در منطقه زردبند و در حاشیه تهران قرار دارد آدرس دقیق آن جاده فشم بعد از دو راهی لواسان و فشم و به سمت فشم و در منطقه زردبند است.

رستوران زردبند

سیامک

مطلب نوشته شده بر روی تابلوی بزرگ این رستوران توجه هر کس را به خود جلب می­کند که بر مبنای آن رستوران زردبند در تاریخ 10/1/30، افتتاح شده و شاید در آن زمان این­جا نه یک رستوران تفریحی بزرگ و با کلاس، که قهوه خانه­ای بین راهی به محسوب می­شده است. مشابه این تابلو چند تایی هم در اندازه­های مختلف، در داخل رستوران، نصب کرده­اند که به نظرم کار خوبی است و واقعا چنین قدمتی برای یک رستوران به واقع مایه مباهات به حساب می­آید.

فواره آب نما دلفین

سقاخونه

رستوران، وسعت زیادی دارد. در سمت چپ مسیر ورودی که به سمت جاده است فضای سبز، ایجاد کرده­اند با چند چراغ رنگی تا برای مسافرانی که از کنار آن می­گذرند جلوه داشته در آن شب جمعه بهاری، آن­جا را برای تفریح انتخاب کنند هرچند که اکثر مهمانان این­جا از آشنایانند و جایشان پیش از این رزرو شده است در داخل محوطه بعد از عبور از چند انباری نه چندان شیک و مرتب و دستشویی نه چندان کثیف و نامرتبی با فضای بازی مواجه می­شویم که در سمت راست آن آبشاری شبیه دامنه کوه قابل تشخیص است و من در آن تاریکی، آن را کوه واقعی حساب کرده و نظرم را با صدای بلند اعلام می­کنم و دیگران یا مثل خودم دچار اشتباهند و یا به رو نیاورده در دل به حرفم می­خندند که اگر این آبشار گران قیمت با مجسمه حیواناتش به راه بیفتد جلوه بی­نظیری ایجاد خواهد کرد در فضای باز کنار آبشار فضای بازیی ایجاد کرده­اند شامل تاب و سرسره و الاکلنگ، برای بچه­ها این فضا دل هر کسی که کودک درونش را حفظ کرده می­رباید و  او را به سمت خود می­خواند. بعد از آن فضای دیگری قرار دارد که با چند درخت از قسمت بازی جدا شده و غرق در نور است با حوضی کاشی کاری شده­ای همراه با چند فواره دلفین مانند در میان، آب حوض، چندان تمیز نیست و نور پردازیش هنوز کامل نشده ولی در اطرافش میز و صندلی چیده­اند و برای نشستن مناسب به نظر می­رسد در همین موقع مدیر رستوران که او را دکتر صدا می­زنند و گویا دندانپزشکی است که به واسطه ازدواجش به این شغل وارد شده آن­را مناسب­تر از فرو رفتن در دهان مشتریان دیده است سر می­رسد و خبر می­دهد که برای ما تختی در فضای دیگر رستوران، رزرو کرده است به جهت شنیدن موسیقی زنده، پس پا به فضای آلاچیق مانند بزرگی می­گذاریم که بر سردرش سقاخانه­ای ساخته­اند و در کنارش دو مجسمه از سربازان هخامنشی و در و دیوارش را پر کرده­اند از نقاشی­های رنگ و روغن. و خوب که دقت کنی اسب خونین امام حسین را در کنار رزم رستم و سهراب تشخیص می­دهی در کنار زنان حرمسرای ناصرالدین شاه و در گوشه دیگر، عکس جهان پهلوان تختی را در آغوش مادر و یا شاید بهتر است بگویم مادرش در آغوش او به همراه عکس­هایی از تهران قدیم و جدید و.... یک گاری دستی را نیز کنار در ورودی قرار داده­اند و آن­را پر کرده­اند از خر مهره و آفتابه مسی گرفته تا چراغ فیتیله­ای و امثال آن.

 شاید بتوان این فضا را بلبشویی دانست از فرهنگ و تاریخ ایرانی اسلامی بدون هر گونه نظم و ترتیب.

سرباز هخامنشی

عکس قهوه خانه

زن قاجاری

مثلا در گوشه­ای از فضا سه گواهی نامه ماشین­بری(رانندگی) را به دیوار زده­اند به تاریخ سال­های اول حکومت پهلوی و عجیب­تر از همه موتور سیکلت کاواساکی شیکی است که بین تخت­های بزرگ به عنوان کامل کننده دکور پارک شده است. در این فضا چندین تخت بزرگ برای نشستن مهمانان در مقابل جایگاه پخش موسیقی قرار داده­اند و سقف از برزنت است که با داربست نگهش داشته­اند. جالب آن­که به داربست هم رحمی نکرده­اند و به آن انواع دیس و لگن و آفتابه عتیقه آویزان است.

motor

گواهینامه قدیمی

در آن ساعت 8 بعد از ظهر که اکثر تخت­ها پر شده خواننده خوش صدایی به همراه گروه ارکستر برنامه­اش را آغاز می­کند با ترانه­ای اجرا شده توسط استاد شجریان و ما غافلیم که در آخر شب مجلس را با آن آهنگ معروف جواد یساری پایان خواهد داد. در میانه شب هم آهنگ تولدی  برای مادر همسرم و دیگرانی که در آن جمع سالگرد تولدشان است و تعدادشان هم کم نیست می­خواند. دکتر هم هر چند دقیقه یکبار به تختی سر می­زند و با مهمانان اکثرا آشنا می­گوید و می­شنود. و به نظر من او متناسب با شغلی که انتخاب کرده شخصیتش عوض شده و رفتارش متفاوت بود اگر به عنوان دندانپزشکی با او مواجه می­شدیم.

کیک تولد

بیشتر غذاهای منو انواع کباب است که در دیس­های استیل به مشتریان عرضه می­شود این نوع سرویس با فضای آن­جا متناسب و قابل قبول به نظر می­رسد کباب واقعا خوشمزه و مملو شده از مخلفات است. ضمن آن­که نمی­توان از ماست محلی خوشمزه و نان تازه ارایه شده در رستوران زردبند بی­تفاوت عبور کرد.

کباب1

کباب2

 بدون شک باید به شام نمره کامل داد.

حدود ساعت 12شب مراسم شام که با قلیان بسیار قدرتمندی همساز شده است تمام می­شود و ما نیز همراه با سایر مشتریان که مانند ما از ابتدای شب یکسره بر روی تختشان نشسته بودند بیرون می­رویم. و آن­ هنگام برای من وقت خودنمایی کودک درونم است پس با اعتماد به نفس کامل، سوار تاب می­شوم به یاد ایام کودکی مرحوم، بدون نگرانی از فکر دیگران درباره خود پیش از حرکت به سمت تهران و عجیب آن­که سایرین هم تا ساعتی پس از نیمه شب مرا در این بازی همراهی می­کنند.

نکته آخر آن­که صورتحساب تخت ما برای 7 نفر جمعا 140000تومان می­شود که پدر همسر آن­را می­پردازد و به نظرم مناسب می­آید که شاید به واسطه آشنایی ، این دندانپژشک مثل من شکمو تخفیفی هم داده باشد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت 12:29  توسط احمد ظهيرميردامادي  |