|
|
|
|
|
مطلب این هفته تقدیم میشود به شقایق عزیز به امید پایان غربت با دل خوش
آن هنگام شب که برای خوردن شام به سمت یکی از پاتوق های قدیمی مان مغازه سوپراستاپ واقع در ۴راه ولی عصر تهران می رفتیم چند قدم مانده به آن نور زرد و قرمز شدیدی چشممان را خیره می سازد در این مکان مغازه فست فود دو طبقه بزرگی سبز یا بهتر است بگویم قرمز شده است. و نام آن لیو فست فود یا فست فود لیو است. به دیوارها تعداد زیادی لوستر گرد دوار نصب است و در لوستر وسط فضا نیز به همین صورت. از نظر دوست و همراهم امیر حسین گردش چراغها به همراه رنگ بكار رفته در ديوار، تركيبي است هوشمندانه و جذاب براي جلب نظر مشتري.
مديريت مغازه لازم ديده است بر روي كاغذي A4 نصب شده در كنار صتدوق، توضيح دهد ليو كلمهاي است فارسي، به معني خورشيد ولي من نميدانم چرا از شنيدن اين نام به چيزي بين كارتون شيرشاه و فيلم ماتريكس فكر ميكنم. شايد هدف مدير مغازه هم از به كارگيري رنگهاي سوزان انتقال مفهوم خورشيد به مشتري بوده است. و شايد هدف ارايه اين توضيح موفقيت در كسب مجوز. كاركنان لباسهاي تميز و متحدالشكلي پوشيدهاند كه تحسين برانگيز است. ما يك پيتزاي مخصوص و يك پيتزاي قارچ و گوشت سفارش ميدهيم با دو نوشابه و دو آب معدني و يك سيب زميني به همراه سالد اندونزي، و جمع حسابمان ميشود 12300تومان. در زير ميزهاي اين مغازه فضاي جالبي تعبيه شده براي قرار دادن وسايلي كه مشتري به همراه دارد كه اقدام جالبي است براي راحتي همه در نگهداري بي دردسر وسايل همراه، در حالي كه دايم چشمت به آنها است.
البته نقايص غير قابل گذشت، هم در اين جا به فراواني قابل مشاهده است. مثل وجود يخچال بزرگ قديمي بيربطي در سالن و يا وجود در دستشويي بدون هيچ حفاظي كه به محض باز شدن درش همه ميتوانند داخلش را ببينند بدون دردسر. و يا اينكه همه صندليها يكرنگ نيستند. و انبوهي از سيم بدون حفاظ در بالاي در ورودي قرار دادهاند.
غذا را ميآورند مقدار سيب زميني، كم و مزهاش معمولي است سالاد اندونزي هم كه همان سالاد كلم خودمان است به همراه ذرات ميكروسكوپي كالباس، اندازه پيتزاها كمي بزرگتر از ميني پيتزا و پر از روغن است و نه چندان خوشمزه، با وجود آن كه به مقدار كافي ملاط دارد و كاش كسي كه اين همه پول هزينه ميكند چند ماهي وقت ميگذاشت و روش درست پخت پيتزا را آموزش ميديد.
امير ميگويد اين غذا مرا به ياد پيتزاهاي 15سال پيش تهران انداخت و من در حالي كه برميخيزم با خود فكر ميكنم آن هنگام كه اين پسر 30 ساله به سن80 برسد چه عجايبي از تهران قديم براي نوههايش تعريف خواهد كرد. پ ن: از دوستم امیر بابت عکس ها ممنونم به قول خواهرش او در رستوران دکوراسیون را به غذا ترجیح می دهد( برعکس من) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 14:5 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||