|
|
|
|
|
مطلب این هفته تقدیم می شود به پدر بزرگ عزیزم. مردی که اهل اینترنت و کامپیوتر نیست ولی دلی دارد به بزرگی دریا به امید این که خدا برای ما نگهش دارد و سلامت نگهش دارد.
اصفهان شهر مادري من، شهري كه با وجود آنكه حتما در طول سال سفري به آن ميكنم بيشتر از آنكه مناظر و ديدنيهايش را ديده باشم خانه اقوام را ديدهام. پس بيشتر از آنكه براي خوردن غذا به رستوران رفته باشم در منزل فاميلم مهمان بودهام. آن شب به اتفاق خانواده خالهام تصميم ميگيريم قبل از رفتن به مهماني در جايي بيرون از خانه شام بخوريم كه شوهر خالهام در خيابان نظر غربي اصفهان مغازه ای به نام همبرگر سكه طلا را پيشنهاد ميدهد مغازه دو دهنه كوچكي كه با شيشه و برچسب براي آن نماي قابل قبولي ساختهاند شامل عكس يك آشپز چاق كه به جاي همبرگر درون نانش، كلمه سكه طلا نوشته شده است. داخل مغازه و در مقابل ما فضايي حدود 20متر قرار دارد با نمايي زرد و قرمز، حتي سطل بزرگ كنار مغازه هم زرد است البته بجز دستشويي كنار ديوار و كل اين فضا همين است و بس. يخچال بزرگي با ديوار كاذبي زرد بين ما و آشپزحانه مغازه فاصله ايجاد كرده و متصدي در بخشي از اين ديوار پشت پيشخوان بزرگي ايستاده است. همانا رفتار و منش او اين مغازه را متمايز كرده است. بنا به گفته شاهدين اين مغازه تنها براي صرف شام و بعد از ساعت 8 شب باز است ولي همين محدوده زماني كافي مي نمايد كه در هر لحظه بيش از 10نفر منتظر، براي دادن سفارش ايستادهاند و اكثرا بيش از 5 ساندويچ سفارش ميدهند و كم پيش ميآيد كسي داخل مغازه غذا بخورد. اكثرا غذايشان را بيرون ميبرند. تعداد غذاهاي ارايه شده به زحمت به 7عنوان ميرسد و همبرگر با قيمت 1200تومان ارزانترين و استيك 2200توماني گرانترين غذا است . در مقابل متصدي، هيچ صندوق يا كامپيوتري ديده نميشود. براي مشتريان نيز فيشي هم صادر نميكنند و همه و همه در مغز صاحب مغازه است اين يكي ديگر از خصوصيات او است كه همه حسين آقا صدایش ميزنند. حسين آقا صورت مشتريان و آنچه سفارش دادهاند و اين كه پولش را در ابتدا پرداختهاند يا در انتها ميپردازند به حافظه ميسپارد بدون كوچكترين اشتباهي، وي زبان طنز جالبي دارد مثلا در مقابل سفارش نوشابه خانواده، صدا ميزند يك نوشابه خانوادهدار بدهيد يا از ما ميپرسد سس يواش می خواهید يا تند. همبرگرها را تحويل ميگيريم كه آن را در كاغذ سفيدي پيچيدهاند شامل نان گرد تازه بزرگي مملو از سس مايونز و كاهوي خرد شده به همراه ساير مخلفات و يك همبرگر گرد كارخانهاي، كه هم لذيذ و خوشمزه است و هم سير كننده و عمله خفه كن همانند ساندويچ هايدا منتهاي مراتب از نوع همبرگرش. غذا را ميخوريم و راه ميافتيم در آن ساعت 10 شب نوروزي خيابان نظر غربي اصفهان خاموش و خالي از جمعيت است و جز چند مغازه فست فود شيك و بزرگ مغازه ديگري باز نيست و هيچ كدامشان هم به اندازه سكه طلا مشتري ندارند. با خود فكر ميانديشم در اين وضع بد اقتصادي هم ميشود با فكر درست دستگاه چاپ اسكناس ساخت. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 17:14 توسط احمد ظهيرميردامادي
|
|
||