X
تبلیغات
زنده باد غذای خوشمزه - رستوران ژوانی
غذا - رستوران - فست فود - چاق - شكم - خوردني ...آخ جون

با دوست خوبم امیرحسین به رستوران ژوانی رفتیم و تصمیم گرفتیم هر کدام متنی جداگانه درباره اش بنویسیم که این دو متن در ادامه حضورتان ارایه خواهد شد لازم می دانم بخاطر عکس ها از امیر عزیز تشکر کنم وبلاگ عکس او را می توانید در این آدرس مشاهده کنید.

شهر من تهران

رستوران ژوانی  میز شماره 32

وقتی با احمد تصمیم گرفتیم به رستوران ژوانی واقع در بلوار مرزداران در شهرک ژاندارمری برویم خودمان هم اطمینان نداشتیم با چه فضایی روبرو خواهیم شد. زمانی که وارد رستوران شدیم در روبروی ما یک کانتر چوبی زیبا  که در بالای آن اسم رستوران به صورت برجسته حک شده بود قرار داشت پرسنل رستوران مودبانه ما را به سوی میز شماره 32 هدایت کردند. فضای کلی رستوران بیشتر به یک کافی شاپ بزرگ شباهت داشت. استفاده از چوب بیشترین توجه را  به خود جلب می کرد. تمام میزها و صندلی ها سقف و دیوار با ظرافت خاصی با چوب درآمیخته بودند روی هر میز سرویس کامل وجود داشت و در کنار دیوار بجای صندلی از نیمکت های مبله استفاده شده بود و پنجره ها با توجه به فضای تیره محیط با پرده های روشن پوشانده شده بودند. که هارمونی بسیار مناسبی ایجاد کرده بود کف رستوران با سرامیکهای 80در80 با رنگی نسبتاً تیره فرش شده بود تا با فضا تناسب پیدا کند. وقتی از یکی از پرسنل تقاضای منو کردیم به ما گوشتزد کرد که در این ساعت فقط امکان سفارش پیتزا وجود دارد(18:30) و وقتی منو را ورق زدیم با کمال تعجب  با اسم نزدیک به 20 نوع پیتزا با اسامی ایتالیایی مواجه شدیم که در زیراسم هر پیتزا محتویات آن را نوشته بودند تا انتخاب آسان تر شود. من واحمد یک پیتزای کالزون و یک پیتزای سوپریم را انتخاب کردیم. در طول مدت طولانی آماده شدن پیتزاها نکات جالبی توجه ما را به خود جلب کرد اول این که پرسنل این رستوران از بالا تا پایین همه مانند دوست به هم نگاه می کردند و محیطی دوستانه آرام را فراهم آورده بودند. بیشتر مشتریان با محیط آشنا بودند و انگار که به دیده مکانی به دور از هیاهو به آن می نگریستند.

دوم آن که اینترنت Wi Fi در این رستوران وجود داشت هر چند که اگرمصاحب مناسبی داشته باشید گذشت زمان را حس نخواهید کرد.

وقتی پیتزا ها آوردند عطر نان تازه درفضا پیچید و از طعم پیتزا کاملاً مشخص بود خمیر آن توسط خودشان تهیه و پخته شده است. هر دو پیتزای سفارش داده شده  به سبک ایتالیایی با طعمی دل پذیر و ماندگار بود گویی می خواست به ما خط بدهد چند نوع پیتزای دیگر منتظر شماست. محتوای پیتزاها با دقت خاصی لحاظ شده بود و شما حس نمی کردید که خمیر پیتزا بخشی جدا از محتوات آن است و احساس خشک بودن پیتزا هم به شما دست نمی داد. سایز پیتزا مناسب بود و مانند بعضی پیتزافروشی های شبهه ایتالیایی کوچک و بدطعم نبود.

با توجه به ساختار رستوران ژیوانی اگر در بعداز ظهر برای صرف غذا به آنجا می روید حتماً یک پیش غذا سفارش دهید تا در مدت زمان سفارش تا سرو غذا زیاد احساس گرسنگی نکنید.

درپایان یاید بگویم از مدت زمان طولانی که در رستوران  ژوانی  بودم کاملاً لذت بردم ، موسیقی مناسب ،کیفت بالای غذا و از همه جالب تر هزینه 15400 تومان برای 2 پیتزا و 4 نوشابه قوطی  مرا مجاب می کند که حتماً دوباره به ژوانی سربزنم.
امیرحسین پورمختار


من و امیرحسین در گرمای وانفسای ساعت 6/5 یک بعد از ظهر تابستانی در مجتمع تیراژه به هم می رسیم هر دو از سر کار آمده ایم و به شدت گرسنه ایم لیکن برای انتخاب یک رستوران مناسب در همان اطراف با مشکل مواجهیم که تقریبا درباره همه رستوران های قابل توجه این منطقه مطلبی نوشته ام. پس در جستجوی رستورانی جدید تا بلوار مرزداران را پیاده طی می کنیم و عرق می ریزیم شدیدا. پس به ناچار و بر خلاف میل به حرف امیر گوش داده برای رسیدن به پیتزایی ژوانی به طبقه بالایی قنادی تواضع واقع در بلوار مرزداران  در شهرک ژاندارمری می رویم. در رستوران در مقابلمان گشوده می شود و در مقابل مان فضای بزرگی را می بینیم که پیشخوان مغازه آن را به دو قسمت تقسیم کرده است و چند خانم و آقای گوگوری مگوری در پشت آن مشغولند به گفت و شنود و مانند آن. در ابتدا گارسون جوانی که تیپش بیشتر برای قدم زدن در مجتمع تجاری پر از دختر مناسب است تا گارسون بودن به نشستن پشت میزی دعوتمان می کند.

میزها همه چوبی هستند و مستطیلی و صندلی ها و کلا نمای داخلی مغازه همه از چوب است با فضایی و هوایی خنک. روی میزها با جام و رومیزی کاغذی و بشقاب های مستطیلی چینی و دستمال سفره های قرمز همه به زیبایی آراسته شده اند و موزیکی ملایم و رمانتیک به زبان بیگانه در حال پخش است و همه ملت تشکیل شده از همراهانی غیر هم جنس فیس در فیس مشغولند به راز و نیاز و من و امیرحسین با چشمانی گرد نگرانیم از حرف و حدیث احتمالی دیگران انگار که آخرین کاری که در این جا آمده اند از برای انجامش خوردن است و این را از نگاه متعجب گارسون در میابیم آن گاه که منوی غذا را طلب می کنیم و پاسخ می شنویم که در این ساعت تنها غذای قابل عرضه پیتزا است و تازه می فهمیم که کاربرد این جا دو گانه است و سایرین نسکافه و کاپوچینو و حداکثر نان سیر دار سفارش می دهند.

خواهران و برادران گارسون هم راحتند و خودمانی و چندان اهل به جای آوردن وظایف مصوب گارسونی نیستند هرچند بلاشک همه با مشتری برخورد دارند به ادب و تربیت کامل.

دقایقی می گذرد تا متوجه لوسترهای چوبی زیبای سقف می شوم که منشا نور کمرنگ این فضای شاعرانه هستند و به نسبه زیبا و دیگر آن که کنار دیوارها را در عوض صندلی به صورت مبل قرار داده اند برای مشتریان همچون من راحت طلب.

در ژوانی نظافت رعایت می شود به آن نشان که در کل مدت حضورمان در آنجا جوانی مشغول بود به نظافت کف.

سفارش ما یک پیتزای کالزون یا همان برگردان خودمان است با پیتزایی به نام سوپر پیم در میان انواع پیتزاهای آن جا با اسامی خارجی و محتوایی آشنا برای ما ایرانیان و همه قیمتی از 6500 تا 8000 تومان دارند و لیست مملو از سایر اغذیه فرنگ است که در محدوده زمانی شام و ناهار سرو می شوند هرچند مغازه از 11صبح تا 10 شب به گفته خود حضرات باز است و بالاخره نکته ای که دانستنش روحم را شاد می کند برقراری سیستم بدون سیم اینترنت در آن جاست که این مهم مرا برای ساعتی مشغول به تلفن همراه تازه خریده ام می سازد آن قدر که فراموش می کنم برای مدت مدیدی است نوشابه مان را خورده ایم و هنوز نه خبری و نه حتی اثری از غذا مشاهده نمی شود و پرسنل هم همه گرفتارند به غیر و بی تفاوت نسبت به ما بی آن که سایر مشتریان از این بابت نگرانی و حس ناخوشایندی داشته باشند. پس با امیر تصمیم می گیریم سکوت کنیم و صبر و منتظر بمانیم تا که ببینیم نتیجه کار را در آخر و این انتظار به طول می انجامد تا آن جا که شروع می کنم به نوشتن شرح مطلب و امیر هم مشغول به گرفتن عکس هایی بیشتر.

کم کم برای بار دوم کل موزیک ها را شنیده ایم و دل های گرسنه مان به سمت پروانه ای شدن میل می کنند که غذا را می آورند و آن چه در لحظه اول توجهمان را جلب می کند بوی نان تافتون تازه ای است گویی بالای سر تنورش ایستاده باشی. شکل و ظاهر پیتزاها هم بسیار اشتها برانگیزند. طعم غذا هم بسیار عالیست با آن که به مناسبت ایتالیایی بودنش مواد کمی دارد و خمیری بسیار خوش طعم. با لذت تمام غذا را می خوریم و بر می خیزیم در حالی که صورت حسابمان 15400 تومان شده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم تیر 1389ساعت 8:30  توسط   |