رستوران لمزی(LAMZY)- تشریفات+کیفیت

مطلب این هفته تقدیم می شود به تنها دوستی که در محل کارم دارم،مهندس کاشانکی


با عرض ارادت به همه دوستان بازهم من(امیرحسین) هستم که این هفته در خدمت شما هستم 

بعد از اینکه بوف زعفرانیه بسته شد ساختمان آن تا مدتها خالی افتاده بود و من هر وقت از کنار آن رد

می شدم با خود می گفتم حیف این سرمایه که اینجا دارد خاک می خورد تا اینکه چند ماه پیش رستوران

لمزی بجای بوف افتتاح شد و همیشه دنبال وقتی بودم تا با احمد سری به آن بزنیم که سرانجام این هفته

میسر گردید تا به مراد شکم برسیم.در ابتدای ورود با فضایی کاملاً متفاوت با رستوران بوف مواجه هستیم صندلی های مبله قرمز بامیزهای مشکی و خانومی مودب که ما را به دلیل نبود جا به طبقه دوم راهنمایی می کند.زمان رفتنه طبقه بالا از زیر دکور زیبایی که در سقف طبقه دوم رستوران نصب شده عبور می کنیم و خانم دیگریما را سر میز هدایت می کند.میز رستوران با تشریفات کامل شامل چینش منظم کارد و چنگال و دستمال کاغذی قرمز رنگ با نمکدانوجود دارد.یکی از کارکنان رستوران منوی غذای رستوران را که بصورت لوح مانند می باشد را در اختیار ماقرار میدهد. قیمتهای رستوران که شامل انواع پیتزا ،لازنیا همبرگر و... می باشد به نسبت دیگر فست فودهابالا است و اگر در رستوران ناپولی غذا میل کرده باشید باید بگویم که قیمتها مشابه ناپولی می باشد.فضای رستوران ، مدرن به سبک امروزی است که ما را به یاد فضای رستوران های ایتالیایی نمی اندازداما کارکنان رستوران با لباسهای متحد شکل خاکی با پیشبند به ارائه سرویس می پردازند و نوع غذا وپوشش آنها ،شما را متوجه این موضوع می کند که با رستورانی با محوریت غذاهای ایتالیایی روبرو هستیدسفارش غذا به صورت آن لاین انجام می شود من پیتزای مخصوص و احمد پیتزای برگردان را سفارشمی دهد که بعداً متوجه می شویم همان پیتزا کالزون خودمان است که ترجمه فارسی آن برگردان می شودپیتزای مخصوص به سبک ایتالیایی با نانی نازک با حجم زیاد و کمترین استفاده از پنیر پیتزا جلویمان استپتزا برگردان هنوز مثل هندونه سربسته است و از محتویات آن خبر نداریم،ابتدا به خوردن پتزای مخصوصمشغول می شویم.ظرف سس بصورت جداگانه در روی میز قرار داده می شود.نوشابه با کمی تاخیر به دستمان می رسد،گارسون در لیوان های بلند ابتدا نوشابه ها را تا نیمه در لیوانهامی ریزد و سپس در روی میز قرار می دهد. در داخل هر لیوان برشی از لیمو قرار داده شده تا عطریدلنشین هنگام خوردن نوشابه به انسان دست دهد.پیتزای ایتالیای کاملاً مورد تایید من است اما احمد به دلیل اینکه زیاد به این نوع (ایتالیایی) علاقه نداردبه آن مهر تایید می زند.سرانجام موقع خوردن پیتزای برگردان می رسد که احمد انتخاب این اسم را کاریهوشمندانه می داند. پیتزای برگردان یا کالزون برعکس پیتزاهای مشابه خود در رستوران های دیگر که باانبوهی از پنیر پیتزا با محتویات کم پخته می شود ،بسیار خوشمزه با مقدار زیادی گوشت چرخ کرده بودکه از خوردن آن لذت بردیم.پس از اتمام غذا احمد متوجه دو نکته مهم گردید اول اینکه با توجه به سرو نوشابه در لیوان های بزرگقوطی های خالی نوشابه به راحتی داخل لیوان ها قرار داده شده و جمع آوری می شدند.نکته دومسرعت عمل کارکنان رستوران بود  که دو نفر سریعاً میز را تمیز می کردند و نفر سوم سرویس میز رامی چید.در ادامه باید بگویم فضای رستوران، فضایی دلنشین ،توام با آرامش بود در دو طرف رستوران امکان دیدنمناظر زیبا از شهر تهران وجود داد خصوصاً اگر برف ببارد.در پایان باید بگویم درست است ما مبلغی گرانتر از دیگر فست فود ها را پرداخت کردیم اما کاملاً از رستورانلمزی راضی بودیم و باز هم اگر مجالی یافتیم حتماً دوباره به آن سر می زنیم.پ ن: خواندن این مطلب هم جالب است هرچند بعضی کلمات استفاده شده درباره اشخاص مورد تایید این وبلاگ نیست

http://silvermooon.blogfa.com/post-61.aspx



رستوران اسکان- رستوران سلامتی

مطلب این هفته تقدیم می شود به مریم وبلاگ برای تو به امید رسدیدن به آرامش


سلام من امیرحسین هستم نه احمد این بار هم بنا به سنت تا سه نشه بازی نشه در خدمت شما هستم 

این هفته با هم سری به رستوران اسکان واقع در مرکز خرید اسکان میزنیم.

قبل از نوشتن در باره رستوران اسکان به سی،چهل سال قبل برمی گردم زمانی که شاه تصمیم گرفت چهره

شهر تهران را هر چه بیشتر به به شهرهای آمریکا نزدیک کند و ساخت چندین مجموعه عظیم ساختمانی

مثل برجهای اسکان،آ اس پ،سامان، پارک پرنس و..... آغاز گردید.البته اگر از خراب کردن بنای پست خانه

میدان توپخانه تهران و ساخت بنای زیبای ساختمان مخابرات در میدان و نابود کردن بافت میدان که به دستور

ناصرالدین شاه با الهام از میدان کنکورد پاریس ساخته شده بود فاکتور بگیریم.

در سال 1353 در دل برجهای اسکان رستوران اسکان متولد گردید که برخی آنرا اولین فست فود،کافی شاپ

تهران و برخی آنرا در زمزه اولین فست فودها می دانند که برخلاف فست فود های زمان خود پیتزا در منوی آن

وجود نداشته و گویا این سنت تا زمان حال نیز ادامه دارد.

رستوران اسکان یک مشخصه دیگر هم دارد و آن این است که به دلیل قدمت طولانی پیوند دهنده خاطرات

نسل گذشته و فعلی ماست.روایت می شود که بسیاری از هموطنان مقیم خارج که در ایام جوانی خاطره ای

از این رستوران دارند در هنگام حضور در ایران حتماً سری به این رستوران می زنند.

ما هنگامی که وارد رستوران شدیم ساعت دقیقاً 8 شب بود اما با کمال تعجب رستوران اسکان را مملو

از جمعیت یافتیم که مشغول صرف غذا های رنگارنگ بودند. ما از درب خیابان میرداماد وارد رستوران شدیم در

جلوی ما فضایی برای قرار گرفتن کاتالوگ های رستوران و آشنایی با نوع غذا و میزان مواد بکاررفته در غذاهای

رستوران وجود داشت که جالب بود. در رستوران اسکان صندوق بخش غذا از کافی شاب جدا شده و هر 

کدام به صورت مستقل سفارش می پذیرند.

وقتی به منوی غذایی رستوران نگاه می کنید متوجه تنوع  غذایی در رستوران می شوید که نکته ای مثبت

می باشد.

احمد یک ساندویچ رستبیف و من لازنیا را انتخاب کردم و به عنوان پیش غذا سوپ و سیب زمینی سفارش

دادیم.

با دقت به محیط اطراف متوجه شدم رستوران مورد بازسازی مجدد قرار گرفته(نسبت به 3 سال پیش )است

 نورپردازی و توجه کامل به رنگ های گرم با استفاده از دکور هوشمندانه مشتری را در فضایی بین رستوران

و کافی شاپ نگه می دارد تا بتواند یک توازن برای کسانی که برای صرف غذا یا استفاده از کافی شاپ به

رستوران سر می زند ایجاد نماید.

آنچه که در هنگام صرف غذا به نظر ما برجسته آمد وجود تعداد کافی پرسنل و نظم حاکم بر رستوران بود.

اما در مورد پیش غذا و غذا هایی که من و احمد سفارش دادیم نکته مهمی وجود داشت و آن کم چرب و

کم نمک بودن غذای رستوران بود که در مورد سوپ و سیب زمینی و لازنیا از کیفیت غذا کم نشده بود اما

احمد در مورد ساندویج خود می گفت که خوب است اما چیز خاصی ندارد ،ولی کاملاً مشخص است که

چربی ندارد و همین موضوع  رستبیف را کمی بی مزه اما سالم کرده است.

آن چیزی که در مورد رستوران اسکان برایم جالب بود حضور خانوداده ها با کودکان خود و همین طور دختران و

پسران زیر یک سقف در این رستوران بود(البته اگر ظهر به این رستوران سر بزنید، متوجه می شوید که پاتوق

خانوم هاست تا آقایان)برای همین عنوان رستوران اسکان رستوران سلامتی را برای آن انتخاب کردم.

در پایان از تمامی دوستانی که به رستوران اسکان رفتند خواهش می کنم با توجه به تنوع غذایی رستوران

در مورد غذا های دیگر و همینطور کافی شاپ رستوران نظرات خود را بنویسند.



احمد:

پ.ن1:از تمام دوستان به دلیل عدم پاسخ به کامنت هایشان معذرت می خواهم امیدوارم بزودی در خدمت

دوستان عزیزم باشم.

پ.ن2: در عکس هایی که میز های خالی رستوران را می بینید در یک روز دیگر و در ساعات اولیه صبح گرفته

شده است.

پ.ن3: حتماً سری به سایت رستوران اسکان به آدرسwww.eskan.ir بزنید.

امیرحسین:

پ.ن4:بخشی از مطالب تاریخچه رستوران اسکان مانند عدم وجود پیتزا در منوی رستوران اسکان در زمان

افتتاح ، به گفته های آقای فرهاد زعفری که  سالها مدیریت این رستوران را برعهده داشتند

استناد شده است.


بوفه سارا میرداماد

مطلب این هفته تقدیم می شود به مسعود خزایی


کمی آن سوتر از رستوران تی تو نرسیده به پل میرداماد پاساژی قرار دارد که از وسعت چندانی برخوردار نیست و 3 طبقه پایین تر از سطح زمین در این پاساژ رستورانی واقع است که خیلی ها می شناسندش رستوران سارا با آرم خرس پشمالوی زرد رنگ کارتونی. این جا اولین مکانی بود که حدود 6 سال پیش به اتفاق دوستانم  در آن غذای بوفه ای خوردیم. آن روز قیمت بوفه و سالادبار که غذایش تنها شامل چند نوع پیتزا بود حدود 3000 تومان می شد. پس از مدتی کیفیت غذا بسیار پایین آمد که باعث شد ما سارای جردن را ترجیح بدهیم تا این که 1 ماه پیش خبردار شدم مدتی است مدیریت سارا  عوض شده پس در یک ظهر پنجشنبه به آن جا رفتم اولین تغییر در طبقه -3 مشاهده شد بر روی پوستر نه چندان بزرگی نوشته بودند بوفه سارا با مدیریت دکتر رادبه نظر من بیش از آن که آقا یا خانم دکتر راد معرف این بوفه باشد بوفه سارا وسیله ای است جهت معروف کردن نام ایشان. دکوراسیون داخل را تا حد مطلوبی تغییر داده اند صندوق را به کنار پله های ورودی انتقال داده اند لیکن در کمال تعجب هیچ کس در آن جا مستقر نیست یعنی من مشتری ناچارم برای پرداخت پول به دنبال صندوق دار بگردم تا بالاخره یکی از کارکنان که مانند بقیه لباس زرشکی پوشیده لطف کرده از من پول را می گیرد و فیش مربوطه را صادر می کند به ازای هر نفر 7500تومان او از ما خواهش کرد در آن ساعت 1.5بعد از ظهر بنشینیم و سالاد بخوریم زیرا غذا نیم ساعت دیگر آماده می شود یک نکته که بیانش در اینجا لازم به نظرمی رسد این که تک تک کارکنان این بوفه در فواصل زمانی مختلف به میز ما مراجعه و از ما فیش طلب می کنند از نقص های این رستوران یکی هم آن که علاوه بر غذای بوفه ای بصورت جداگانه هم می توان  غذا سفارش داد  و مسلما چند گارسون باید مراقبت کنند مشتریان سفارشی به میز بوفه ناخنک نزنند و یا دو دوستی که یکیشان از بوفه استفاده می کند و دیگری غذا سفارش داده با غهم شریک نشوند حالا خودتا حساب کنید در این بین چه درگیری ها و دل گیری ها یی به وجود می آید ( برای چند ریال کمتر یا بیشتر)

میز سالاد بسیار محدود است و تعداد انواع آن به زحمت به عدد 10 می رسد لیکن ما مجبوریم تا ساعت 2 خودمان را مشغول کنیم تا بالاخره 5 سینی پیتزا و 4 سینی مرغ وکدو و قارچ سوخاری روی پیشخوان قرار گرفته در عرض 5 دقیقه توسط مشتریان گرسنه مانده به طور کامل خورده می شوند و در مقابل چشمان حیرت زده من کارکنان با کمال خونسردی تازه شروع به آماده کردن خمیر پیتزا می کنند در حالی که هنوز سیر نشده ایم و زیر لب زیبا ترین حرف ها و کلمات دنیا را به دکتر راد و خانواده محترمشان تقدیم میکنیم از این بوفه عجیب خارج می شویم.