رستوران بین المللی تماشا

 هنگامی که امیرحسین به مجتمع تجاری میلاد نور نزدیک میدان صنعت شهرک غرب می رسد  بلندگوی مجتمع ربنا می گوید یعنی 1-2 دقیقه به افطار است پیشنهاد می کنم خریدمان را انجام دهیم و برای افطار به رستوران خانه کوچک برویم که تا آن موقع خلوت شده است ولی او می گوید من خیلی گرسنه ام بیا به همین رستوران طبقه آخر مجتمع که جدیدا افتتاح شده برویم می گویم با این تبلیغاتی که به در و دیوار چسبانده و این همه هنرپیشه معروف و غیر معروفی که برای افتتاح رستورانش ردیف کرده بوده بعید است برای افطار ما آدم های متوسط مناسب باشد می گوید اشکالی ندارد بیا به همین جا برویم.

رستوران بین المللی تماشا در طبقه آخر مجتمع میلاد نور قرار دارد هنگامی که وارد طبقه آخر می شویم گویی به فضایی رویایی پا گذاشته ایم محوطه ای وسیع با سنگ و دکوراسیونی هنرمندانه و سقف و ستون هایی کار شده به زیبایی یک قصر با شکوه تاریخی. رستوران در مقابلمان است و با دیواری نیم متری از سنگ و موانع دکوری زیبایی از سایر قسمت ها جدا شده است در حالی که به راحتی می توانی تا انتهای آشپزخانه اش را هم ببینی. در کنار ورودی خانم جذاب محترمی ضمن خوش آمدگویی کاغذ تبلیغاتی و کارتی شبیه خودپرداز بانک به دست ما می دهد و خواهش می کند تا پایان از کارت نگهداری کنیم میز و صندلی های شیکی را با فاصله مناسب از هم چیده اند به طوری که به  مشتری هر میز نسبت به سایرین احساس استقلال می دهد رستوران بسیار خنک است و کف آن از خوب بودن جنس سنگ و تمیزی برق می زند ستون ها و سقف نیز که جای خود را دارند میزها کوچک و تعداد صندلی های اطرافشان اندک است شاید برای آن که اکثر مشتریان زوج های جوان هستند و بر روی هر میز برچسب شماره گذاری شده ای وجود دارد. ما بر روی میز 1 می نشینیم خانم زیبایی با چشمان درشت نزد ما آمده ضمن خوش آمدگویی مطلعمان می کند که میز افطار به صورت بوفه کنار پنجره واقع است و به ازای هر نفر 8500 تومان شارژ خواهد شد قسمت پیتزا مستقل از بخش غذا است و منو را بر روی تخته سیاهی پشت سر پیشخوان با گچ نوشته اند. به میز افطار سر می زنیم شامل کوهی از خربزه و هندوانه قرمز قاچ شده و جام های زیبای مملو از شله زرد و چند نوع شیرینی و نان و پنیر و مجموعا غذاهای معمول برای افطار که زیبا تزیین شده اند ولی یقینا خوردنشان به این قیمت  نمی ارزد. با جدیت بر هوس امیر برای استفاده لااقل یک نفرمان از میز افطار غلبه می کنم و به قسمت پیتزا می رویم با تنوری آماده پخت و منویی شامل حدود 10 نوع پیتزا با حدود قیمتی 10000 تومان و قالب های خمیر کوچک آماده برای طبخ. قسمت غذا نیز حدود 20 نوع غذا دارد شامل استیک و قرمه سبزی و لازانیا تا غذاهای آن چنانی خارجی با اسامی عجیب و غریب در حالی که در پشت شیشه ای آشپزهای جوان به فعالیت مشغولند برای سفارش غذا به میزمان بر می گردیم و خانم گارسون  به ما مراجعه کرده سفارش می گیرد 2 آب معدنی 2 نوشابه زیرو 2 پیتزای مخصوص و یک سوپ سفارش می دهیم و در آخر و در مقابل تعجب من امیر سفارش یک نوع پیش غذا به صلاحدید خانم گارسون می دهد او هم با احترام چشمی می گوید و ضمن وارد کردن سفارش در مینی کامپیوتر همراهش کارتمان را در آن کشیده به ما پس می دهد. سوپ و نوشابه و آب سریع آورده می شود سوپ در ظرف شکل دار چینی می آورند خوش رنگ است و امیر از خوردنش احساس رضایت دارد نیم ساعتی طول می کشد تا پیتزاها را بیاورند پیتزاها کوچک ولی بسیار خوش منظره و اشتها آورند در حالی که خمیر نازکی داشته قطعات گوشت در آن قابل مشاهده است از حق نگذریم طعم بسیار خوبی دارد در همین حین آقایی می آید و می پرسد میگو سوخاری خواسته اید می گویم نه که یادم می آید این همان پیش غذا به سلیقه خودتان است شامل 6 میگوی سوخاری مثل مداد صاف شده با دو حلقه پیاز سوخاری. به سختی خودم را نگه می دارم تا از کسی نپرسم که این میگوها را چطور صاف کرده اید. غذا را می خوریم در حالی که از خنکی هوا لذت می بریم و رستوران اندک اندک از مشتری پر می شود. در پایان غذا امیر می گوید ببین عجب لازانیای خوبی دارند و برگشتن من مصادف می شود با دویدن گارسون به سمت ما که بپرسد آیا امر دیگری داریم؟؟؟ بر می خیزیم و به نزدیک میز کنار در ورودی می رویم و متصدی کارتمان را در دستگاهش می کشد و از کاغذای که با صدا از پرینتر خارج می شود مبلغ 42000 تومان را به عنوان صورت حساب قرایت می کند. امیر مبلغ را می پردازد و مرا خجالت زده می کند تصمیم می گیریم  در این طبقه خالی و زیبا که به احتمال زیاد شامل چند رستوران دیگر هم خواهد بود قدمی بزنیم که متصدی بداخلاق تازه به دوران رسیده ای مانع می شود هنگام خروج از میلاد نور بدون آن که موفق به خرید چیزی بشویم به امیر می گویم با این که غذای خوشمزه ای خورده ام احساس گرسنگی شدید می کنم او نیز با من هم نظر است پس برای رفع آن تصمیمی می گیریم که برای جلوگیری از عواقب خانوادگی از بیان آن معذورم.

احمد


مدتی است که از افتتاح مجدد رستوران تماشا در طبقه آخر مجتمع میلاد نور می گذرد،در یکی ازشب های ماه رمضان به اتفاق احمد به رستوران تماشا رفتیم. وقتی وارد رستوران تماشا می شوید با فضایی متفاوت از آنچه تا لحظاتی قبل در طبقات میلاد نور بودید مواجه خواهید بود فضایی با معماری رومی با سنگها و سرامیک های روشن و پنجره هایی که به آلبالویی می زند تا فضای شیری رنگ محیط توی ذوق نزند. وقتی قصد ورود به رستوران را داریم در جلوی ورودی میزی قرار داده شده و خانمی از قبل از ورود یک کارت اعتباری با فرم نظر خواهی از کیفت رستوران در اختیارتان می گذارد و سفارش می کند که کارت را گم نکنیم ،وقتی وارد می شویم فضای رومی با توجه به پوشش پرسنل رستوران بیشتر نمود می کند چیدمان صندلی ها بگونه ای است که در چهار طرف فضای داخل رستوران بتوان حرکت کرد وقتی میزی را برای نشستن انتخاب می کنیم هیچ منویی در اختیارمان قرار نمی گیرد و توسط یکی از پرسنل که اغلب خانم هستند به ما توضیح داده می شود باید از جای خود بلند شده و غذای خود را از روی تخته سیاهی که در پشت پیشخوان رستوران قرار دارد انتخاب کنیم،در نگاه اول بنظر می رسد که در یک سلف سرویس وارد شده اید ولی هدف از بلند شدن دیدن غذاها از نزدیک و افزایش قدرت انتخاب به مشتری است در گوشه ای از رستوران منوی افطار و جود دارد که خود اشخاص می توانند از آن استفاده کنند ،که برای افطار انصافاً منوی پرباری شامل انواع میوه ،نان و سالاد شله زرد و...... به قیمت 8500 تومان بود . در بخش دیگر از رستوران یک تنور بزرگ برای پختن پیتزا وجود داشت و امتداد آن غذاهای ایرانی قرار داشتند. ما دو پیتزای مخصوص به قیمت 10000 تومان یک پیش غذا به انتخاب سرآشپز و یک سوپ جو (برای خودم) در نظر گرفتیم وقتی بر سر میز نشستیم خانمی با یک دستگاه  کارت خوان پس از ثبت سفارش و کشیدن کارت ،آنرا روی میز گذاشت ،در فاصله ای غذا آماده می شد نوشیدنی ها با تشریفات کامل یک رستوران توسط یکی از لیدی ها سرو شد. وقتی به اطراف دقت می کردم متوجه شدم افرادی که در رستوران حضور دارند اکثراً با سیستم رستوران آشنایی کامل دارند و برعکس ما بیشتر غذا های ایرانی سفارش می دهند ، اول سوپ جوی من رسید و پس از چند دقیقه پیش غذا ،همراه با دو پیتزای مخصوص توسط یک آقا روی میز قرار داده شد. در نگاه اول با توجه به سایز پیتزا توی ذوقم خورد .اما وقتی شروع به خوردن پیتزا  کردم با طعمی متفاوت از پیتزا های دیگر روبرو شدم پیتزایی لذیذ ،فاقد چربی که فقط با نان پخته شده بود و در آن پنیر پیتزا بکار نرفته بود و در واقع یک پیتزای ایتالیایی واقعی بود که همیشه دنبالش بودم (دوستان توجه داشته باشند که در پیتزای سنگی ناپولی پنیر پیتزا وجود دارد) و از اینکه 10000 تومان بابت آن پیتزای نچندان بزرگ پول دادم کاملاً راضی هستم . پیش غذای ما میگوی سوخاری بود که مانند میگوهای سوخاری دیگر رستورانها بود و تنها وجه تمایز آن استوانه ای شکل بودن میگو ها بود. سوپ جو رستوران تماشا نمره قبولی می گرفت ،اما دید من که سوپ مرغ رستوران نارنجستان را با همین قیمت خورده بودم ،پیدا کردن سوپی هم طراز آن مدتی طول خواهد کشید. در کنار میزی که ما نشسته بودیم پیانویی وجود داشت که خبر از اجرای زنده موسیقی در این مکان می داد، اما در مقطع زمانی که ما حضور داشتیم موسیقی ملایمی در فضا طنین انداز بود . وقتی غذا خوردن مان به اتمام رسید با کارت اعتباری به ورودی رستوران رفتیم و صورتحساب غذا را با 15% سرویس پرداخت کردیم. در گشت و گذار در اطراف رستوران متوجه یک کافی شاپ با معماری مشابه رستوران و تعداد 30 باب مغازه آماده واگذاری و یک حوض زیبا که با بد سلیقگی  تمام بر روی آن گل و بوته گذاشته بودند و ابهت حوض را از بین برده بودند وجود داشت فضای رستوران تماشا همانطور که گفتم کاملاً متفاوت از طبقات دیگر مجتمع میلاد نور است و کسانی که به رستوران شاندیز جردن رفته اند می توانند فضای رستوران تماشا را تا حدود زیادی تجسم کنند به شرطی طاق ها و ستون های گچ بری شده را هم به آن اضافه کنند. در آخر باید بگویم از اینکه به رستوران تماشا آمدم اصلاً ناراضی نیستم و اگر دوباره گذرم به آنجا افتاد حتماً غذاهای ایرانی آنرا امتحان می کنم

امیرحسین پورمختار

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* /*]]-->*/

مدتی است که از افتتاح مجدد رستوران تماشا در طبقه آخر مجتمع میلاد نور می گذرد،در یکی ازشب های ماه رمضان به اتفاق احمد به رستوران تماشا رفتیم. وقتی وارد رستوران تماشا می شوید با فضایی متفاوت از آنچه تا لحظاتی قبل در طبقات میلاد نور بودید مواجه خواهید بود فضایی با معماری رومی با سنگها و سرامیک های روشن و پنجره هایی که به آلبالویی می زند تا فضای شیری رنگ محیط توی ذوق نزند. وقتی قصد ورود به رستوران را داریم در جلوی ورودی میزی قرار داده شده و خانمی از قبل از ورود یک کارت اعتباری با فرم نظر خواهی از کیفت رستوران در اختیارتان می گذارد و سفارش می کند که کارت را گم نکنیم ،وقتی وارد می شویم فضای رومی با توجه به پوشش پرسنل رستوران بیشتر نمود می کند چیدمان صندلی ها بگونه ای است که در چهار طرف فضای داخل رستوران بتوان حرکت کرد وقتی میزی را برای نشستن انتخاب می کنیم هیچ منویی در اختیارمان قرار نمی گیرد و توسط یکی از پرسنل که اغلب خانم هستند به ما توضیح داده می شود باید از جای خود بلند شده و غذای خود را از روی تخته سیاهی که در پشت پیشخوان رستوران قرار دارد انتخاب کنیم،در نگاه اول بنظر می رسد که در یک سلف سرویس وارد شده اید ولی هدف از بلند شدن دیدن غذاها از نزدیک و افزایش قدرت انتخاب به مشتری است در گوشه ای از رستوران منوی افطار و جود دارد که خود اشخاص می توانند از آن استفاده کنند ،که برای افطار انصافاً منوی پرباری شامل انواع میوه ،نان و سالاد شله زرد و...... به قیمت 8500 تومان بود . در بخش دیگر از رستوران یک تنور بزرگ برای پختن پیتزا وجود داشت و امتداد آن غذاهای ایرانی قرار داشتند. ما دو پیتزای مخصوص به قیمت 10000 تومان یک پیش غذا به انتخاب سرآشپز و یک سوپ جو (برای خودم) در نظر گرفتیم وقتی بر سر میز نشستیم خانمی با یک دستگاه  کارت خوان پس از ثبت سفارش و کشیدن کارت ،آنرا روی میز گذاشت ،در فاصله ای غذا آماده می شد نوشیدنی ها با تشریفات کامل یک رستوران توسط یکی از لیدی ها سرو شد. وقتی به اطراف دقت می کردم متوجه شدم افرادی که در رستوران حضور دارند اکثراً با سیستم رستوران آشنایی کامل دارند و برعکس ما بیشتر غذا های ایرانی سفارش می دهند ، اول سوپ جوی من رسید و پس از چند دقیقه پیش غذا ،همراه با دو پیتزای مخصوص توسط یک آقا روی میز قرار داده شد. در نگاه اول با توجه به سایز پیتزا توی ذوقم خورد .اما وقتی شروع به خوردن پیتزا  کردم با طعمی متفاوت از پیتزا های دیگر روبرو شدم پیتزایی لذیذ ،فاقد چربی که فقط با نان پخته شده بود و در آن پنیر پیتزا بکار نرفته بود و در واقع یک پیتزای ایتالیایی واقعی بود که همیشه دنبالش بودم (دوستان توجه داشته باشند که در پیتزای سنگی ناپولی پنیر پیتزا وجود دارد) و از اینکه 10000 تومان بابت آن پیتزای نچندان بزرگ پول دادم کاملاً راضی هستم . پیش غذای ما میگوی سوخاری بود که مانند میگوهای سوخاری دیگر رستورانها بود و تنها وجه تمایز آن استوانه ای شکل بودن میگو ها بود. سوپ جو رستوران تماشا نمره قبولی می گرفت ،اما دید من که سوپ مرغ رستوران نارنجستان را با همین قیمت خورده بودم ،پیدا کردن سوپی هم طراز آن مدتی طول خواهد کشید. در کنار میزی که ما نشسته بودیم پیانویی وجود داشت که خبر از اجرای زنده موسیقی در این مکان می داد، اما در مقطع زمانی که ما حضور داشتیم موسیقی ملایمی در فضا طنین انداز بود . وقتی غذا خوردن مان به اتمام رسید با کارت اعتباری به ورودی رستوران رفتیم و صورتحساب غذا را با 15% سرویس پرداخت کردیم. در گشت و گذار در اطراف رستوران متوجه یک کافی شاپ با معماری مشابه رستوران و تعداد 30 باب مغازه آماده واگذاری و یک حوض زیبا که با بد سلیقگی  تمام بر روی آن گل و بوته گذاشته بودند و ابهت حوض را از بین برده بودند وجود داشت فضای رستوران تماشا همانطور که گفتم کاملاً متفاوت از طبقات دیگر مجتمع میلاد نور است و کسانی که به رستوران شاندیز جردن رفته اند می توانند فضای رستوران تماشا را تا حدود زیادی تجسم کنند به شرطی طاق ها و ستون های گچ بری شده را هم به آن اضافه کنند. در آخر باید بگویم از اینکه به رستوران تماشا آمدم اصلاً ناراضی نیستم و اگر دوباره گذرم به آنجا افتاد حتماً غذاهای ایرانی آنرا امتحان می کنم

امیرحسین پورمختار

بوفه سارا (رسالت)

هر سال ماه رمضان به مدت یک ماه تکرار می شود و حداقل 30 سال است که همه اغذیه فروشی ها و رستوران ها موظفند به ضوابط این ماه عمل کنند. به همین دلیل بسیاری از رستوران های شیک و مدرن را می بینی که تعمیرات و تغییرات خود و حتی مسافرت خانوادگی شان را برای یک ماه مورد اشاره برنامه ریزی می کنند البته چند سالی است که خوردن افطاری و یا افطاری دادن در رستوران حداقل در تهران مد شده است. ولی نکته عجیب آن که بعد از این همه سال هنوز هم اغذیه فروشی هایی را می بینی که تکلیفشان در مواجهه با این ماه را نمی دانند. و در این بین بوفه ها بیش از سایرین احساس سردرگمی می کنند. بعضی از آن ها به هوس کسب مبلغ ناچیزی برای افطار گاها اعتبار خود را زیر سوال می برند که مسلما این اعتبار به این راحتی قابل به دست آوردن نیست. یک مثال واضح از مورد اشاره شده در بالا بوفه سارای رسالت است که فرصتی دست داد به همراه همراهی گرامی شام را در آن جا میل کنیم البته با کمی اعمال شاقه.

قبل از هر چیز باید بگویم که اشتراکات زیادی بین این سارا با سارای خیابان میرداماد و مرحوم سارای خیابان جردن وجود دارد. هر سه این مغازه ها از خرس زرد مشترکی به عنوان نماد خود استفاده کرده از فونت مشابه و جملات تبلیغاتی یکسانی برای معرفی خود به مشتری سود می برند و هر سه بوفه فست فود هستند. همچنین بوفه رسالت و میرداماد علاوه بر بوفه سفارش جداگانه هم قبول می کنند که درباره مضرات این نوع سرویس پیش از این صحبت کرده ام.

http://topolnevesht.blogfa.com/post-48.aspx

فکر می کنم این شعبه ها مدیران یکسانی نداشته باشند ضمن آن که مغازه رسالت کوچک تر از دیگری بود و آن چنان شیک و با کلاس قلمداد نمی شود میز و صندلی های کهنه و نه چندان خوش رنگی دارد که برای استفاده بهتر از فضا بسیار نزدیک به هم چیده شده اند. ویترین سرو غذا کوچک و بسیار ساده است هرچند محل مغازه جای بسیار خوب و جذب کننده ای برای مشتری به حساب می آید :

از خیابان رسالت از سمت میدان رسالت نرسیده به پل سید خندان به همین سادگی.

چند دقیقه ای قبل از افطار به مغازه می رسیم و با تعجب مشاهده می کنیم در کنار میز سالاد به جای غذا آش و کوکو سبزی و شله زرد و شیرینی و شربت چیده اند در حالی که برچسب های نصب شده بر روی میز مژده مرغ سوخاری و پیتزا و ماکارونی می دهند. مدیر رستوران توضیح می دهد که تا 45 دقیقه بعد افطار بوفه افطار ارایه می شود و اگر حدود 1000تومان هزینه بیشتری بپردازید می توانید بعلاوه بر سالاد بار بعد از جمع شدن افطار از غذا هم استفاده کنید البته اگر مغازه شلوغ باشد از شما خواهش می کنم بیرون بروید دوری بزنید و دوباره برای خوردن بازگردید. از تصور این وضع حقارت بار که بیرونم کنند و با شکم نیمه سیر پس از ساعتی برای خوردن چند تکه مرغ و پیتزا دوباره برگردم حالم بد می شود و ترجیح می دهم همان وقت دورم را بزنم و ساعتی دیگر که افطار را جمع کردند برای خوردن شام باز گردم. پس روزه مان را در پارک نیمه تاریک مجاور مغازه سارا با یک بطری آب معدنی باز می کنیم و ساعتی بعد بر می گردیم در حالی که هنوز بساط افطار به راه است. پس ناچار با میز سالاد شروع می کنیم. به هرکس دو دیس و یک لیوان یک بار مصرفی می دهند و من در کمال تعجب دلم برای سارای میرداماد تنگ می شود که اقلا بشقاب هایش چینی است. سالاد بار شامل یک نوع ژله پنیر پیتزای رنده شده کالباس خورد انواع سبزیجات و سس سالاد و زیتون و ذرت هندوانه  و... است در این میان من مشتری سالاد الویه می شوم که اگرچه خوشمزه است ولی سیب زمینی اش را خوب خرد نکرده اند و هر قاشقی که برای خوردن بر می دارم دیس یک بار مصرف سبکم هم با آن بلند می شود و باید با دست دیگر ظرف را نگه دارم. بالاخره غذا را می آورند در حالی که مدیر خوش برخورد رستوران از سیل مشتریانی که به سوی میز غذا هجوم می برند غرق در لذت شده و این از چهره خندانش هویدا است. غذا شامل چهار نوع پیتزای گوشت مرغ پپرونی و سبزیجات پر ملاط مملو از پنیر پیتزای خوشمزه و ماکارونی  صدفی که به زیبایی با گوشت چرخی و سس تزیین شده و با پنیر پیتزای رنده شده طعم خوبی ایجاد می کند  لازانیای لقمه ای لذیذ و مرغ سوخاری و سوسیس و سیب زمینی سرخ شده و قارچ سوخاری و پیاز حلقه ای است که در این بین بال سوخاری طعم دیگری دارد و بسیار ترد و ماهرانه سرخ شده و من به تنهایی 12-13تا از آن را با لذت کامل می خورم و بشقابم را مملو از استخوان مرغ می کنم تهویه این مغازه به لطف یک کولر گازی مناسب است و تلویزیون مجاور در ورودی بدون صدا به ارایه سریال های ماه رمضان مشغول است که به علت بی صدا بودن و شلوغی و کوچک بودن سالن کسی به آن توجهی ندارد و یک دستشویی در کناره انتهای سالن وجود دارد که در آن مستقیم به سالن کوچک رستوران باز می شوند ولی به گونه ای ساخته شده که مزاحمتی برای دیدگان مشتریان ایجاد نمی کند. بر روی همه میزها جعبه دستمال کاغذی وجود دارد و نوشابه لیوانی در سه رنگ در دسترس همگان است فقط باید خودتان زحمت کشیده از دستگاه به لیوانتان نوشابه بریزید.

در مجموع اگر دغدغه باکلاس بودن یا جای خلوت و فضای رمانتیک نداشته باشید و فقط نیت خوردن انواع فست فود بسیار خوشمزه به مقدار زیاد باشد بوفه سارای رسالت یکی از بهترین جاهایی است که می توانم توصیه کنم قیمت بوفه کامل سارا 7500تومان می شود که 300تومان هم بابت نوشابه از شما اخذ می کنند البته می توانید بوفه سالاد را به تنهایی استفاده کنید که ارزان تر است و همان گونه که گفتم در این مغازه می شود به صورت جداگانه غذا سفارش داد


پ ن: بعد از یک هفته برای بار دوم به اتفاق دوستم امیرحسین به سارا رفتم در کمال تعجب نوشابه را از بوفه خارج کرده باید به ازای یک نوشابه زیرو 600 تومان می پرداختی که این مساله می تواند دو دلیل داشته باشد اول آن که وقتی نوشابه تان محدود است پس اشتهای خوردن فست فود هم در شما محدود می شود و کمتر می خورید دوم آن که برای خوردن فست فود حتما به نوشابه نیاز دارید و با کمال میل بابت  آن پول می پردازید به هر حال کیفیت غذا همچنان خوب و قابل قبول بود و با وجود سختی کار به علت نبود نوشابه به مقدار کافی ما به میزان لازم از خجالت غذا بخصوص بال سوخاری در آمدیم

پ ن2:از دوستم امیر بخاطر عکسها ممنونم ولی نمیدونم چرا از غذاها که اصل مطلبن عکس نگرفته

سوسک میگه:

سلام.
چند وقت پيش كه رفتم ساراي ميرداماد اونجا هم ديس هاي چيني رو جمع كرده بودن و جاش دو تا ديس يك بار مصرف دادن.


فرزاد میگه:


سلام احمد جان

سارای رسالت یکی از بوفه های محبوب منه که با توجه به قیمت مناسبش کیفیت غذاهاش هم بسیار قابل قبوله ... برخورد پرسنل در این حداقل 10 باری که در یکی دو سال اخیر رفتم بسیار محترمانه بوده و همینطور که گفتی محلش بسیار خوش مسیره چه با تاکسی و چه با ماشین (که برای ماشین هم کلی جای پارک تو کوچه پشتی هست) ...

چند تا نکته ی کوچیک هم بگم:
پیتزا ها بر خلاف گردباد نازک نیستن و باب طبع افرادی هست که پیتزاهای سبک قدیم رو می پسندن (من خودم عاشق پپرونی هاش هستم که با سالامی درست میکنه!) ... همبرگرش در بسته های کوچک توی فویل (تقریباً یک سوم همبرگر) ارائه میشه برای بخش بوفه که هر چند تا بخواین میتونین بخورین ... کیفیت مرغ ارائه شده هم بسیار خوبه گرچه به مرغ دوست ها پیشنهاد میکنم به شعبه ی پاسداران سارا که اختصاصاً بوفه ی مرغ سوخاریه هم یه سری بزنن که پشیمون نمیشن (به خصوص اینکه فیله سوخاری هم در منوی بوفه اش هست!)

یه سری عکس هم از غذا ها گرفتم که به میلت فرستادم تا این مطلب خوبت رو کامل کنه!

 اتفاقاً امشب هم اونجا بودم و داستان نوشابه به ادعای صاحب مغازه خرابی دستگاه نوشابه لیوانی بود ...

پ ن3: از فرزاد عزیزم بخاطر عکس های خیلی خوشمزش و توضیحات کاملش ممنونم از عکساش استفاده میکنم تا خواننده های وبلاگ هم از این غذاها لذت ببرند فقط یک چیزی آدرس سارای پاسداران کجاست؟؟؟


رستوران هتل عباسی اصفهان (هتل شاه عباس)

وقتی مسافر شهر اصفهان باشی و این اولین سفر مشترک تو و همسرت بعد از عقد باشد بعید است بتوانی رستوران سنتی هتل شاه عباس را ندیده بگیری. در واقع از یک هفته پیش از مسافرت با گشت و گذار در اینترنت با رستوران های این هتل واقعا زیبا آشنا شدم و فهمیدم در بین چند رستوران مورد اشاره رستوران سنتی با ارایه شام به صورت بوفه بخصوص برای من بهترین انتخاب است که می توانی هم در خنکای شب از منظره زیبا و گل کاری دلربای محوطه حیاط داخلی این هتل که انسان را به دوران اوج و شکوه اصفهان در زمان شاه عباس صفوی می برد (کل هتل عباسی را بر کاروانسرای شاه عباس کبیر بنا کرده اند) لذت ببری که اتاق ها و لابی و محوطه هتل پر از تزیینات زیبای تاریخی است. و از سوی دیگر 14500تومان برای خوردن غذای بوفه در چنین مکانی از نظر اقتصادی واقعا به صرفه است. پس پسرخاله ام کامران و همسرش را دعوت می کنم تا 4 نفری شام را با هم باشیم. ما زودتر از آن ها به هتل می رسیم. دو نگهبان اونیفرم پوش مرتب در کنار در اصلی هتل ایستاده اند و به ما اطلاع می دهند که چون ساکن هتل نیستیم باید از در کناری وارد شویم. در حالی که به یاد سرویس های پادگان محل خدمتم افتاده ام که در آن ها سربازان حق استفاده از صندلی های جلوی مینی بوس را نداشتند به سوی در کناری می رویم و تازه آن جاست که می فهمم این تفاوت برای اخذ ورودی از مهمانان غیر مقیم به ازای هرنفر3000 تومان است پس مبلغ را می پردازیم و اسم خود را ثبت می کنیم تا مهمانان عزیزمان مجبور به پرداخت دوباره ورودی نشوند ضمن آن که خانم بلیط فروش به ما اطلاع می دهد در صورت رفتن به رستوران های هتل مبلغ ورودی از طرف رستوران عودت داده خواهد شد. هنوز وارد نشده ایم که همسرم می گوید دیدی نگهبانه با بی ادبی به من گفت حجابتان را رعایت کنید مگر حجاب من مشکلی داره برق مرا می گیرد و غیرت مردانه ام بجوش می آید که کاش من هم شنیده بودم و جواب لازمی به این نگهبان بی ادب می دادم لبخند می زند و می گوید ولش کن بیا از زیبایی هتل لذت ببریم حال آن که معلوم است دلش به درد آمده زیرا هر چند دقیقه یک بار کسی را به من نشان می دهد و می گوید ببین حجاب من که از اون خیلی بهتره پس چرا به من تذکر دادند و در این جاست که در می یابم آنچه درباره رفتار پرسنل هتل عباسی اصفهان در چند وبلاگ خوانده ام درست بوده.

به نظر من اگر می خواهید آثار تاریخی اصفهان را ببینید  در عوض رفتن به 40 ستون و عالی قاپو آن هم در این گرمای هوا کافی است بازدیدی از هتل شاه عباس داشته باشید. زیرا آثار باستانی اصفهان همه خراب و ویران و رنگ رفته و غم زده و در حال نابودیند و دیوارها و نقاشی های چند صد ساله با یادگاری مردمان فرهنگ دوست زینت داده شده اند ولی هتل عباسی شاید به واسطه درآمدزا بودنش قصری است باشکوه و با ابهت کاخ مانند که حس نوستالژیک بازدید کننده را نوازش می دهد و سرش را به دوران می اندازد. که من در همه لحظات بازدید نمی توانستم جز به سبیل آویزان شاه عباس به مطلب دیگری فکر کنم.

چند قدمی می پیماییم تا به حیاط پر از گل و آب نمای مستطیل شکلی برسیم که 4 طرفش را دیوارهایی با نقش و نگار دوران صفوی پوشانده است و دیدن منظره دیوار و پنجره اتاق ها تو را به هوس می اندازد که برای یک شب هم که شده اتاق گران قیمتی اجاره کنی و از حس آن که مردمان متمول عصر صفوی در چگونه اتاقی می خوابیده اند غرق در لذت شوی. باغچه ها و پل ساخته شده بر روی آب نما جزایر جدا از همی ایجاد کرده که هر بخش صندلی و پذیرایی خاص خود را دارد. قسمتی از محوطه را برای مهمانان مقیم تفکیک کرده اند و در بخشی بساط آش رشته این هتل که بسیار هم معروف است پابرجاست.  در گوشه ای از محوطه چشم ما به فضایی می خورد پر از میز و صندلی زرد و قرمز با گارسون هایی به همین رنگ و کاغذی که به ما اطلاع می دهد این رستوران در روزهای پنجشنبه و جمعه به صورت بوفه فعالیت می کند. در حالی که از دوشنبه بودن آن روز دچار حسرت می شوم وارد  فضای رستوران می شویم و پشت میزی منتظر کامران و همسرش می نشینیم. فضا بسیار شلوغ است و آنقدر میز و صندلی ها را در هم چیده اند که جز سایر مشتریان چیز دیگری قابل مشاهده نیست هیچ تقسیم کاری بین گارسون ها صورت نگرفته به طوری که مجبورم به 10نفر توضیح دهم منتظر کسی هستیم و بعدا غذایمان را سفارش خواهیم داد جالب آن که چند دقیقه بعد که مهمانان می رسند مجبوریم با خواهش و التماس دنبال کسی بگردیم که از ما سفارش غذا بگیرد. نوشابه را بر روی میز چرخ داری برایمان می آورند که با کلاس رستوران یک هتل بین المللی تناقص دارد بخصوص که نوشابه ها به صورت بطری سرو می شوند. لباس گارسون ها و رنگ زرد و قرمز هم بیشتر از آن که جذابیت ایجاد کند مرا به یاد فست فودهای درجه 3 می اندازد ولی با همه این ها لذت همنشینی با کسانی که واقعا دوستشان دارم و خنکای هوای این محل تاریخی و سبز و خوش منظره آن قدر زیاد است که نقایص را فراموش کنیم و از شام لذت ببریم که شامل دو ظرف خورش ماست معروف خوش مزه اصفهان و 4 نوع استیک شامل استیک انگلیسی که نفهمیدم انگلیسی بودن آن شامل چه خصوصیتی است استیک گوشت و میگو که فقط میگوی آن خوشمزه است و استیک مرغ بی مزه و معمولی بی نمک همچنین اسکالوپ گوشتی بدون پنیر پیتزا است. غذا معمولی است و برای سرو در یک رستوران خیلی معمولی مناسب می نماید لیکن قیمت در شان هتل است و صورتحساب ما 72000 تومان می شود البته ورودیه را از آن کم می کنند پسر خاله مهربان تر و بزرگوارتر از آن است که اجازه دهد من میزبان او و همسرش باشد لیکن با هر بدبختی و دادن قول مبنی بر مهمان او شدنمان در دفعه بعد این افتخار را نصیب خود می کنم.

تصمیم می گیریم گشت دیگری در محوطه بزنیم که کامران به صندلی هایی چیده شده در گوشه ای از فضای باز اشاره می کند و می گوید آن جا دیگر کجاست و با دیدن کاغذی پرینت شده در می یابیم این صندلی ها همان رستوران سنتی است که به صورت بوفه اداره می شود با غذاهایی شامل انواع برنج و کباب و کوفته و امثالهم با قیمتی بسیار کمتر از آن چه پرداخته ایم و فضایی زیباتر و خلوت تر. آه از نهادم بلند می شود ای کاش کامران که آدم دقیقتری است زودتر رسیده بود و من از یک سور چرانی مفصل محروم نشده بودم که همسرم می گوید بهتر اقلا احمد امشب کمتر غذا خورد و من از این اشتباه خیلی خوشحالم. پس بی خیال مصیبت وارده می شویم و به لابی هتل رفته پس از انداختن چند عکس زیبا شاد و خندان به سمت خانه پدر بزرگم حرکت می کنیم.

پ ن: عکس ها را از اینترنت گرفته ام