راستش را بخواهید من هنوز هم بعد چند بار خوردن غذای فست فود باگت، در خیابان پاسداران تهران، هنوز هم نفهمیده ام مهربان همسرم از جه چیز این مغازه فست فود بیشتر خوشش می آید. از زیبایی پیتزاهای تزیین شده مانند تابلوی نقاشی اش یا که سبک متفاوت چیدمان داخل مغازه، و شاید هم پیتزاها را سالم قلمداد می کند که خمیر آن ها لایه بسیار نازکی از نان است به رنگ نان جو، و یا که چیدمان متفاوت و بامزه مغازه را دوست می دارد و ممکن است مانند من از نمای بیرونی و تابلوی نصب شده بر سر در خوشش آمده باشد،

خلاصه کلام آن که ما چند وقتی یک بار و مواقعی که به خیابان پاسداران نزدیک باشیم برای خوردن غذا و اکثرن شام به باگت می رویم. و نکته مهم آن که به جز دفعه اول که غدای کوردن بلوی کم ولی خوشمزه باگت را خوردیم در بقیه موارد سفارش ما پیتزای استیک و سیر و همچنین پیتزای کمبوی لذیذ باگت است.

قیمت غذا در باگت کمی گران تر از جاهای دیگر است و همان طور که ذکر شد تاحدی متفاوت از جاهای دیگر است (من این چیده مان را زیاد دوست ندارم).

از نکات جالب باگت تعبیه یک شهر بازی کوچک در فضای باز مغازه است و نکته ای که نباید فراموش کرد ساخت این مغازه چند پله ای پایین تر از سطح زمین است گرچه بر سطح زمین سالنک کوچکی قرار داده اند که آن سالنک معمولن تعطیل است (به نظرم برای مهمانی های خصوصی ساخته باشندش) پرسنل باگت آن قدر مسوولیت پذیر نیستند نیازی هم نمی بینند که آن چنان مودب برخورد کنند و در یک کلام آدمیانی بی تفاوت هستند و کارمند، مثل همه کارمندانی که ما ایرانیان به خوبی می شناسیمشان.

غذا به موقع آماده می شود نه آن قدر دیر و نه آن چنان زود، البته در آن 7 بعد از ظهر تابستانی، تعداد مشتریان انگشت شمار است و نمی توان این را ندیده گرفت که آن تعداد مشتری در آن ساعت و فصل و در روزهای میانی یک هفته کاری برای باگت امتیاز خوبی است.

لیکن آن چه من از آن بدم می آید عدم ارایه نوشابه خانواده، در یک مغازه فست فود است به این معنی که یعنی ما خیلی با کلاس هستیم و این با کلاسی ایشان حال مرا به هم می زند.

طعم پیتزا خیلی خوب است. خمیر نازک است همان گونه که ذکر آن رفت. بوی پیتزای استیک و سیر عالی است برای عاشقان سیر با طعم واقعی استیک، پیتزای کومبو از لایه های بزرگ کالباس با قارچ و پیاز و فلفل دلمه و چند قطعه سوسیس که بر روی کالباس ها پیتزا را تزیین کرده است تشکیل شده و چه لذیذ است و دلنشین.

من مشکلی که با این نوع پیتزا دارم نازکی بیش از حد آن است و اگر بحث ادب و تربیت و کلاس و اتیکت و مانند آن نباشد ترجیح می دهم چند لایه آن را روی هم بگذارم و آن ها را با هم بخورم. و مسلم است که تاکنون این کار را نکرده ام.

همسر عزیزتر از جان نیمی از آخرین برش پیتزایش را روی ظرف می گذارد و می گویم وای که چه قدر سیر شدم انگار که بوفه نایب را خالی کرده است و من هم رویم نمی شود که بگویم گرسنه ام انگاری که چیزی نخورده ام.

بر می خیزیم و می رویم در حالی که دو نوشابه و دو پیتزا قیمتی کمتر از 18500 تومان برایمان داشته است.