کافه آذری

من دوست عزیزی دارم که در فضای مجازی وبلاگ جذابی داره و اگر اجازه بده دوست دارم وبلاگش را در این جا معرفی خواهم کرد. نمی دونم چرا این دوست خوب من دوست داره وقتی در وبلاگ کسی نظر میده خودش را سوسک معرفی کنه ایشان یک خصوصیت جالب دیگه هم داره اون هم اینه که به اندازه من شکمو و عاشق رستورانه. مطلبی که در ادامه می آید را ایشان نوشته اند و این متن آن قدر جالب و جذاب و خوشمزه است که ترجیح دادم کمترین ویرایش را انجام بدم حتی اگر سبک نوشتنش با نوشته های پیش از این وبلاگ متفاوت باشه و لازمه بگم از خواندنش واقعن لذت بردم.

 لازم می دانم فرا رسیدن ماه رمضان را به همه دوستان خوب و عزیزم تبریک بگم.

                                                                                                                     ارادتمند

زنده باد غذای خوشمزه

اولین بار ماه رمضان 4-5 سال پیش بود که برای صرف افطار به کافه آذری دعوت شدیم. وقتی آدرس را دیدیم جا خوردیم...اینهمه راه واسه یه افطاری؟؟ و کلی هم تعجب کردیم که میزبان یکی از نقاط جنوبی شهر رو انتخاب کرده بود. و اگه اصرار اطرافیان نبود من یکی دعوت رو قبول نمی کردم.

فضای کافه آذری همان طور که انتظار میره کاملا سنتیه. ساختمان کافه از دو قسمت تشکیل شده. هنگام ورود در مقابل ما تالاری قرار دارد که باید از آن رد شده وارد حیاط (که سر پوشیده اش کرده اند) بشویم. اصل پذیرایی از مشتری ها و برنامه موسیقی زنده (که شب ها اجرا میشه) تو حیاط قرار داره. و تالار رو برای صرف چایی و کشیدن قلیون باقی گذاشتند. پس کسانی که برای صرف غذا نیامده باشند تو تالار می نشینند. برای نشستن مشتریان داخل تالار فقط میز و در تو حیاط هم میز و هم تخت قرار داده اند.

در کنار ورودی حیاط آقای نسبتا مسنی با لباس سنتی و سبیل مشتی ایستاده که تعداد را می پرسد و برای نشستن راهنمایی می کنه. و به محض این که جاگیر! می شوید سفارش غذا را می گیرند و در نهایت بعد از 10 دقیقه آن را سرو می کنند. (البته منظور از غذا دیزی است. ضمن آن که علاوه بر دیزی جوجه و ماهی هم داره ولی من چون امتحان نکردم چیزی در موردشون نمی دونم) و اگر تمایل داشته باشید همون کسی که غذاتون رو براتون میاره دیزی تون را هم براتون می کوبه.

سرویس دیزی این سفره خانه شامل 1 دیزی سنگی، ماست موسیر، ترشی لیته مخصوص کافه سبزی 1 پارچ دوغ و نان سنگک تازه است به علاوه چای بعد از غذا. دیزی واقعا خوشمزه بود. رنگ و بوی خوبی داشت و مزه آن هم بسیار عالی بود. علاوه بر اینکه از مواد مرغوب و گوشت تازه استفاده شده چاشنی آن هم زیاد نبود و مثل اکثر دیزی های بیرون نیست که مخلوطی هستند از رب و روغن و دنبه و... . ماست و ترشی و دوغ هم که تولید خودشونه خیلی خوشمزه بود. حجم دیزی برای 1 ادم معمولی خوبه و آدم را کاملن سیر می کنه. (من خودم توانایی معده م محدوده! متاسفانه فقط 1 دفعه توانستم دیزی رو کامل بخورم که اون دفعه هم از چشمام داشت دیزی میزد بیرون)

و همان طور که گفتم بعد از اتمام غذا چایی سرو می شه و اگه بخواهید همراه با آن خرما و نبات می آورند.

من از وقتی که دیزی کافه آذری رو امتحان کردم دیزی جاهای دیگه اصلا به دلم (منظور از دل اینجا شکمه!) ننشسته. و پیشنهاد می کنم امتحانش بکنید که حتی کسانی که اصلا دیزی دوست ندارند. مثل همسر من که به شدت از بدش میومد  ولی الان مشتری پروپا قرص کافه اذری شده (فقط دنبه ش رو جدا می کنه به نفع من که دنبه دوست دارم)

سرویس دیزی با همه موارد گفته شد الان 6000 تومنه که به نظر من خیلی مناسبه. البته این قیمت روز و ناهار هستش. شب ها بر اساس رزرو قبلی اسم نویسی می کنند و فقط کسانی رو می پذیرند که اسمشون توی لیست رزرو موجود باشه. یه موقع هایی مثل آخر هفته ها یا نزدیک عید لازمه که از یکی دو هفته قبلش برای رزرو جا اقدام کرده باشید. همون موقع رزرو هم ازتون سوال می کنند میز می خواهید یا تخت و اگر میز یا تخت خالی داشته باشند بهتون جا میدن. برنامه شب هم علاوه بر غذا پذیرایی با میوه و شیرینی و موسیقی زنده است که آخرین باری که رفتم قیمتش 18000 تومن بود (از ساعت 8 تا حدود 12)

آدرس: میدان راه آهن،اول خیابان ولی عصر،روبه روی شهرداری ناحیه 4،پلاک 36.

اينم شماره تلفن: 55376702-021 - 55373665-021 - 55390711-021

گورمه پلاس

ر اواخر دهه 70 و در خیابان تاریخی ولی عصر که جدیداً می توان آن را از میدان راه آهن تا چهارراه پارک وی را با اتوبوس هایBRT  ببخشید تندرو پیمود مجموعه جام جم قد علم کرد. مجموعه ای که با رستوران بین الملل توجه همه را به خود جلب کرد و با گذشت زمان به معیاری برای با کلاس بودن و فخر فروختن تبدیل شد و برخی حاضر بودند جلبک یا غذای افریقایی نوش جان کنند تا دیگران با کلاس بدانندشان و هر چه غذا عجیب و غریب تر بود درصد با کلاس بودن افزایش می یافت. البته این غذاها آن چنان عجیب و غریب بودند که پس از مدتی تب آن فروکش کند و به سلامتی و دل خوش برای همیشه تعطیل شود تا که پس از مدتی نوبت به رستوران بوف رسید و بعد از تعطیلی بوف چند ماهی است رستوران گورمه پلاس جایگزین پیشینیان شده است . پس بناچار و در یک روز خنک مرداد ماه به همراه احمد برای صرف ناهار به گورمه پلاس رفتیم.

با توجه به فضای بزرگ رستوران بخشی اعظم رستوران به فست فود و بخش کوچک تری به سلف سرویس تبدیل شده است. تمام رستوران مملو از میز و صندلی های حصیری یادگار گذشته این رستوران است. و در کنار آن بخشی از فضا را از میز و صندلی های بلند پر کرده اند.

صاحب یا صاحبان جدید رستوران با قرار دادن سایه بان های چتری شکل در لابلای میزهای حصیری با چراغ های سه شعله باغی سعی در ایجاد فضای متفاوت از کل رستورانهای تهران داشته اند.دور تا دور فضای رستوران با فواصل کم ازیکدیگر سیستم تهویه مطبوع استفاده شده تا آن جا از نظر فضا و هوا در بهترین وضعیت قرار داشته باشد (لازم به ذکر است در راهرو منتهی به WCهم کولر گازی نصب بود)

من و احمد 2 پیتزا رولرو مرغ و کالباس با سیب زمینی و دیگر مخلفات همیشگی سفارش دادیم و در یک جای دنج به صندلی های حصیری لم داده منو رستوران سلف سرویس را که بر روی میز بود مطالعه کردیم شامل غذاهای ایرانی و فرنگی با قیمت های گران به نسبت.

وقتی غذا آماده شد طبق سنت دیرین ابتدا سیب زمینی تست شد که کم نمک و خوشمزه بود و اصلاً طعم روغن را نمی داد.

پیتزای رولرو مرغ با شکلی متفاوت به نسبه دارای سایز کوچکتر و طعم فوق العاده بود .پیتزای کالباس به سبک ایتالیلیی نازک ولی خوشمزه بود و با دقت و هنر خاصی مواد در کنار هم  یک هارمونی زیبا از رنگ را پدید آورده بودند. البته احمد نظرش این بود که باید تنوع مواد مصرفی در پیتزاها بیشتر باشد و تنها نقطه قوت پیتزاها را در خمیرشان می دید.

پس از خوردن غذا لم داده به محیط آرام پیرامون نگاه می کردیم. مشتری های رستوران هر کدام در گوشه ای از رستوران با آرامش و دور از هیاهو و سروصدا غذایشان را می خوردند که از نظر من این خود نقطه قوتی است برای این رستوران.

در پایان باید بگویم کسانی که شب به رستوران گرمه پلاس می روند شاهد این نکته منفی هستند که نور لامپهای چراغهای اطرافشان همگی مهتابی بوده و بخش زیادی از فضای رستوران را تحت تاثیر خود قرار داده و محیط مرده ای ایجاد کرده است. پیتزا های ما در زمانی کمتر از 10 دقیقه آماده شد که برای این نوع  پیتزا رکورد خوبی است.

  و مطلب آخر آن که کافی شاپ برازیلیا وبخشی از میز و صندلی ها تنها بازماندگان رستوران اولیه جام جم هستند.

امیرحسین پورمختار

 

 پ ن۲: من دو نوع نمایشگاه است که دوستش دارم اول نمایشگاه مطبوعات که چند سالی است به مجلس عزا تبدیل شده و دوم نمایشگاه مربوط به غذا و خوردنی

چند روز پیش که اتفاقی از مقابل کاخ نیاوران رد می شدم در پوستری خبر از برگزاری چنین نمایشگاهی در محوطه زیبای کاخ نیاوران داده بودند البته اگر حقیقتش را بگویم خود نمایشگاه چنگی به دل نمی زد لیکن در این بین دیدن دوست خوبم رضا باباخانلو که غرفه ای از انتشارات ارزشمند وایلی را اداره می کرد مرا سر ذوق آورد بخصوص که کتاب های عرضه شده بسیار جالب و به نسبت ارزان بودند

پس اگر به هر دلیلی به این نمایشگاه رفتید حتمن سری هم به این غرفه بزنید رضای نازنین قول داده به خوانندگان این وبلاگ یادگاری هایی تقدیم کند