برای کسی که داره تو شهری غیر از شهر خودش تحصیل و زندگی می کنه پیدا کردن چیزی که بهش احساس تعلق خاطر پیدا کنه خیلی احساس خوبیه. من این حس را نسبت به یک ساندویچی در شهر تبریز پیدا کردم. و اون ساندویچی و یا به قول خودش اغذیه رضا صالحی بود که سعی کرده مثل بعضی از ساندویچی های تهران به روز باشه. 

درباره رستوران های تبریز اینو بگم که اگه بخوای برای غذا خوردن در این شهر به یک جای متفاوت بری یقینا نباید انتخابت رستوران های شیک و مدرن اون جا باشه.

یک روز در اوایل دوران دانشجویی که من و دوستام داشتیم از چهار راه شهناز به سمت خیابان شریعتی جنوبی می رفتیم داخل یک کوچه سنگ فرش که روبروش یک دکه روزنامه فروشی بود چشممون به این ساندویچی افتاد. در حالی که در ظاهرش هیچ چیز خاصی مشاهده نمی شد به پیشنهاد یکی از دوستان داخل شدیم. داخل مغازه هم مثل بیرونش نامرتب و شبیه به فروشگاه های اغذیه بین راهی بود منوی غذا را تایپ و پرینتش را به دیوار زده بودند. اما نکته جالب این بود که همه نوع ساندویچی از هر نوع ترکیبی که ممکنه در ساندویچ به کار بره در منو دیده می شد. صاحب ساندویچی ساندویچ های جدیدی هم اختراع کرده بود و روی این اختراعات اسامی جدیدی گذاشته بود. 1 نکته جالب دیگه این که در منو همه مخلفات هر ساندویچ به دقت و جزء به جزء مقابلش نوشته شده بود که این مساله باعث تعجب ما شد.

خلاصه هر کدوم از ما یک نوع ساندویچ را انتخاب کرد و روی صندلی های بلند پشت میز ساندویچ خوریش نشستیم البته همراه با اعمال شاقه. کل مغازه اون قدر کوچک بود که 4-3 نفر نمی تونستند اونجا بایستند چه برسه به این که بخوان بشینند نکته جالبی که در این موقع فهمیدیم این بود که آقا رضای صالحی که مغازه به اسم خودش بود پشت یخچال فلزی سفارشای ما را یادداشت کرده بود و چسبونده بود به دیوار مقابل و خودش داشت غذا را آماده می کرد. و دیوار مقابلش پر شده بود از کاغذ باورمون نمی شد این مغازه این همه مشتری داشته باشه. آقا رضا موقع آماده کردن ساندویچ ازمون پرسید که آیا دلمون می خواد مخلفات دیگه ای داخل ساندویچ اضافه کنه یا نه که این کارش یک جور costum order بود البته به شیوه آقا رضای صالحی. ولی تعجب بزرگ مال وقتی بود که ساندویچ ها را تحویل گرفتیم که عبارت بود از یک نون گرد همبرگری لبالب از هر آن چیزی که ممکن باشه در ساندویچ جا داد به گونه ای که به زور ساندویچ ها را در دستمون جا دادیم. وقتی شروع به خوردن کردیم واقعا گرسنه بودیم و وقتی کاملا سیر شدیم هنوز پهنای ساندویچ همه کف دستمون را پر کرده بود مزه اش هم واقعا عالی بود و راحت می تونم بگم که هیچی کم نداشت. 

وقت سفارش دادن به قیمت ها توجه نکرده بودیم و آخر کار وقتی صورتحساب را گرفتیم احساس کردیم آقا رضا اون قدرها تو باغ نیست یا این که خیلی با انصافه گرون ترین ساندویچش2000 تومان بود. البته این را هم بگم که آقا رضا جدیدا به در باغ نزدیک شده و قیمت ها را گرون کرده ولی باز هم گرون ترین ساندویچش فقط 2900 تومانه. هنگام خروج دوستی که اون جا را پیشنهاد کرده بود خیلی راضی بود و ما هم از این که مغازه فری کثیف تبریز را پیدا کردیم در پوست خودمون نمی گنجیدیم ضمن این که احساس می کردیم به این ترتیب خاطره شهر خودمون برای ما زنده شده.

پیشنهاد: پیشنهاد سر آشپز اینه که هرکسی اون جا میره فقط ساندویچش را امتحان کنه چون ظاهر مغازه چیز جالبی نیست و تو ذوق آدم می زنه در حالی که ساندویچ ها این نقیصه را جبران می کنند آقا رضا سفارش های تلفنی را داخل ظرف یک بار مصرف می کنه و با پیک موتوری به هر جای شهر که بخواین می فرسته البته با پرداخت پول به پیک موتوری قیمت غذاتون به حد نرمال نزدیک میشه.

سیامک مظاهری

پ ن: تو این چند ماهی که با سیامک آشنا شدم و باهاش رفت و آمد کردم چیزی که خیلی در او توجهم را به خودش جلب کرده کم حرفی و معرفت و سازگار بودنشه اون قدر سازگار که عادت کرده هر غذا خوری و رستورانی که میریم حتما باید از غذاها عکس بگیریم و در خیلی موارد هم خودش لطف می کرد و زحمت عکس های وبلاگ را می کشید آخرین باری که به تبریز رفته بود از ساندویچی رضا صالحی عکس های خوبی گرفته بود و می خواست برام اون جا را تعریف کنه منم از فرصت استفاده کردم و ازش خواستم زحمت مطلب این هفته را بکشه که از حق نگذریم مطلب خوب و خوشمزه ای نوشته من که حسابی دلم از این ساندویچا خواست.

پ ن2: به نظر من رضا صالحی از اون مردای یک رو و صادقی هست که نون صداقتش را می خوره به صورتی که مغازه اغذیه فروشیش برعکس جریان امروز رستوران ها که مصداق ضرب المثل آفتابه لگن 7دست شام و ناهار هیچی هستند شنا می کنه دلم می خواد از این مغازه و مالکش بیشتر بدونم و اگر قسمت بشه خیلی دوست دارم ساندویچ های اشتها بر انگیزش را امتحان کنم.

ساندویچ فریدون (فری کثیف):                    http://topolnevesht.blogfa.com/post-57.aspx