البیک
مطلب این هفته تقدیم می شود به مادرم. مادر عزیزی که در زیر اولین برف زمستانی بدون توجه به خستگی و درد پا و کمر در آن سرما پا به پای من می دوید و در آن لحظه به من ثابت شد که اگر به او گفته شود باید برای فرزندت به تو آسیب برسد با لبخند می پذیرفت.
خداوند نگهدارش باشد.
به جای مقدمه :
سلام امیدوارم معذرت خواهی بزرگ مرا بواسطه عدم رعایت نظم وبلاگ که موجب ضایع شدن حق شما بازدید کنندگان محترم میشود پذیرا باشید اگر جزییات آنچه در 2هفته گذشته بر من گذشت را برایتان تعریف کنم یقینا بنده را مورد عفو قرار میدهید لازم به ذکر است به لطف حضرت پروردگار از نتیجه این تلاش رضایت دارم.
اولین بار امیرحسین مرا با البیک آشنا کرد او به من گفت 1شعبه از رستوران زنجیرهای که درمکه، در آن، غذا خوردهام در مجتمع اریکه ایرانیان افتتاح شده است و توضیح داد که این رستوران، در دو طبقه به مشتریان خدمات میداد. یک طبقه برای مجردها و طبقه دیگر که به صورت کیوسکهای جدا از هم و سرپوشیده اداره میشد برای خانوادهها.
تصویر چنین رستورانی در تهران آنقدر به نظرم بامزه آمد که در اولین فرصت با وجود دلگیری شدیدی که از اعراب دارم به آنجا رفتم. رستورانی که آرم آن جوجهای کلاه بر سر بود. کلاهی که به لطف سریالهای سوریهای پخش شده در دهه 70 از تلویزیون میدانستم متعلق به بیکها بوده است و بیک یک لقب مانند دوله و سلطنه در کشور خودمان در زمان قاجارها. پس البیک یعنی بیک بسیار معروف یا جناب بیک مثل این است که من رستورانی تاسیس کنم و نامش را بگذارم حضرت سلطنه
رستوران البیک تهران، دقیقا آن چیزی که دوستم در مکه دیده بود نیست لیکن به گفته او شباهت ظاهری فراوانی به نسخه اصلیش داشت. در این رستوران، همه جا را زرد و یا قرمز کردهاند.
پارتیشنهای نیم متری، صندلیها را به چند گروه تقسیم کردهاند که این کار شاید برای ایجاد احساس امنیت در بین مشتریان، باشد که احتمالا بخاطر وسعت فضا از ایشان گرفته میشود باشد. و یا دلیل آن ایجاد شباهت با نسخه اصلی این رستوران است.
میتوانم بگویم در مجموع، رستوران دنج و راحتی است ولی این به معنی متفاوت و یا بخصوص بودن غذای سرو شده در البیک نیست غذا از مرغهای سوخاری گرفته تا ساندویچ عادی و بسیار عادی بودند. در البیک پیتزا سرو نمیشود و تنها چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد منوی دسر این رستوران و دسری به نام مهلبیه بود که آخر سر هم تلفظ دقیق آن را یاد نگرفتم۱و البته بسیار خوشمزه و طعمش، نزدیک به مسقطی بود.
ولی بر خلاف عکسش هیچ اثری از خلال بادام و پسته در آن دیده نمی شد و شاید از این لحاظ تصمیم نداشتند بین شعبات مختلفشان شباهتی باشد. پس از خوردن غذا از پنجره البیک که در طبقه دوم واقع است نگاهی به بیرون انداختم و چشمم به شعبهای از رستوران زنجیرهای KFC افتاد و از این که آنجا را برای خوردن غذا انتخاب نکردهام بسیار خوشحال شدم و تصمیم گرفتم بجای رفتن به خانه، سری به سالن اصلی سینمای اریکه بزنم
و در پایان دو نکته
اول اگر از خرج کردن پول نمیترسید پیتزای قیفی کورن را در همان طبقه امتحان کنید.
نکته دوم آنکه انشاا... مطلب بعد را در روز سه شنبه آینده بر روی وبلاگ میگذارم و از نظر کیفی و کمی نظم به روال سابق باز خواهم گشت.
۱. به گفته سر آشپزان عزیز تلفظ دقیق mohallebi است و دسری معروف و را یج در ترکیه و کشورهای عربی است دوستان وعده داده اند طرز پختش را بزودی آموزش دهند


