گورمه پلاس
ر اواخر دهه 70 و در خیابان تاریخی ولی عصر که جدیداً می توان آن را از میدان راه آهن تا چهارراه پارک وی را با اتوبوس هایBRT ببخشید تندرو پیمود مجموعه جام جم قد علم کرد. مجموعه ای که با رستوران بین الملل توجه همه را به خود جلب کرد و با گذشت زمان به معیاری برای با کلاس بودن و فخر فروختن تبدیل شد و برخی حاضر بودند جلبک یا غذای افریقایی نوش جان کنند تا دیگران با کلاس بدانندشان و هر چه غذا عجیب و غریب تر بود درصد با کلاس بودن افزایش می یافت. البته این غذاها آن چنان عجیب و غریب بودند که پس از مدتی تب آن فروکش کند و به سلامتی و دل خوش برای همیشه تعطیل شود تا که پس از مدتی نوبت به رستوران بوف رسید و بعد از تعطیلی بوف چند ماهی است رستوران گورمه پلاس جایگزین پیشینیان شده است . پس بناچار و در یک روز خنک مرداد ماه به همراه احمد برای صرف ناهار به گورمه پلاس رفتیم.
با توجه به فضای بزرگ رستوران بخشی اعظم رستوران به فست فود و بخش کوچک تری به سلف سرویس تبدیل شده است. تمام رستوران مملو از میز و صندلی های حصیری یادگار گذشته این رستوران است. و در کنار آن بخشی از فضا را از میز و صندلی های بلند پر کرده اند.
صاحب یا صاحبان جدید رستوران با قرار دادن سایه بان های چتری شکل در لابلای میزهای حصیری با چراغ های سه شعله باغی سعی در ایجاد فضای متفاوت از کل رستورانهای تهران داشته اند.دور تا دور فضای رستوران با فواصل کم ازیکدیگر سیستم تهویه مطبوع استفاده شده تا آن جا از نظر فضا و هوا در بهترین وضعیت قرار داشته باشد (لازم به ذکر است در راهرو منتهی به WCهم کولر گازی نصب بود)
من و احمد 2 پیتزا رولرو مرغ و کالباس با سیب زمینی و دیگر مخلفات همیشگی سفارش دادیم و در یک جای دنج به صندلی های حصیری لم داده منو رستوران سلف سرویس را که بر روی میز بود مطالعه کردیم شامل غذاهای ایرانی و فرنگی با قیمت های گران به نسبت.
وقتی غذا آماده شد طبق سنت دیرین ابتدا سیب زمینی تست شد که کم نمک و خوشمزه بود و اصلاً طعم روغن را نمی داد.
پیتزای رولرو مرغ با شکلی متفاوت به نسبه دارای سایز کوچکتر و طعم فوق العاده بود .پیتزای کالباس به سبک ایتالیلیی نازک ولی خوشمزه بود و با دقت و هنر خاصی مواد در کنار هم یک هارمونی زیبا از رنگ را پدید آورده بودند. البته احمد نظرش این بود که باید تنوع مواد مصرفی در پیتزاها بیشتر باشد و تنها نقطه قوت پیتزاها را در خمیرشان می دید.
پس از خوردن غذا لم داده به محیط آرام پیرامون نگاه می کردیم. مشتری های رستوران هر کدام در گوشه ای از رستوران با آرامش و دور از هیاهو و سروصدا غذایشان را می خوردند که از نظر من این خود نقطه قوتی است برای این رستوران.
در پایان باید بگویم کسانی که شب به رستوران گرمه پلاس می روند شاهد این نکته منفی هستند که نور لامپهای چراغهای اطرافشان همگی مهتابی بوده و بخش زیادی از فضای رستوران را تحت تاثیر خود قرار داده و محیط مرده ای ایجاد کرده است. پیتزا های ما در زمانی کمتر از 10 دقیقه آماده شد که برای این نوع پیتزا رکورد خوبی است.
و مطلب آخر آن که کافی شاپ برازیلیا وبخشی از میز و صندلی ها تنها بازماندگان رستوران اولیه جام جم هستند.
امیرحسین پورمختار
پ ن۲: من دو نوع نمایشگاه است که دوستش دارم اول نمایشگاه مطبوعات که چند سالی است به مجلس عزا تبدیل شده و دوم نمایشگاه مربوط به غذا و خوردنی
چند روز پیش که اتفاقی از مقابل کاخ نیاوران رد می شدم در پوستری خبر از برگزاری چنین نمایشگاهی در محوطه زیبای کاخ نیاوران داده بودند البته اگر حقیقتش را بگویم خود نمایشگاه چنگی به دل نمی زد لیکن در این بین دیدن دوست خوبم رضا باباخانلو که غرفه ای از انتشارات ارزشمند وایلی را اداره می کرد مرا سر ذوق آورد بخصوص که کتاب های عرضه شده بسیار جالب و به نسبت ارزان بودند
پس اگر به هر دلیلی به این نمایشگاه رفتید حتمن سری هم به این غرفه بزنید رضای نازنین قول داده به خوانندگان این وبلاگ یادگاری هایی تقدیم کند