این مطلب تقدیم می شود به علی آقای حسینی و همسر محترمشان که زوجی هستند خوش اخلاق و دوست داشتنی همچنین دختر گل و با شخصیت ایشان


رستوران استاربرگر جزو اولین فست فودهایی بود که در اوایل دهه هشتاد (اگر اشتباه نکرده باشم) فعالیت خود را آغاز کرد. و در آن زمان سیستم تک محصولی (گرد لقمه)، آشنایی با واژه نا مانوس و بیگانه کمبو و ارایه سس به مشتریان به میزان دلخواهشان را وارد فرهنگ فست فودی ما ایرانیان کرد. به مرور زمان و با باز شدن مغازه های فست فود جدید همچنین تغییر مکان شعبه های استاربرگر این رستوران از چرخه غذایی من خارج شده بود تا اینکه مدتی پیش شاهد افتتاح شعبه جدید آن در بالای میدان ولیعصربودم. پس لازم دیدم به اتفاق احمد سری به آن جا بزنم.

 در ابتدای ورودی چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد فضای ورودی بسیار بزرگ و بدون میز و صندلی آن بود و باید مسافتی را طی می کردی تا به کانتر سفارش غذا برسی. با دقت به منوی رستوران متوجه افزوده شدن پیتزا به محصولات استاربرگر شدم و نتوانستم خوشحالی خود را از خارج شدن این برند قدیمی از تولید و صادرات تک محصولی به دو محصولی (گرد-کش لقمه) پنهان کنم. پس ما به ناچار و بر خلاف میل قلبی مان برای تست غذا به طور فداکارانه ای مجبور شدیم علاوه بر چیز برگر و چیکن برگر (جفت دوبل) یک پیتزای مخصوص نیز سفارش دهیم. با دو آب معدنی و 2 نوشابه رژیمی و یک سالاد کلم جهت حفظ بالانس غذاها به مبلغ 18500تومان.

برای صرف غذا باید به طبقه دوم رستوران رفت. در راه پله منتهی به طبقه دوم بر روی دیوار از مشتریان خواسته شده تا هنگامی که غذای خود را دریافت نکرده اند از اشغال میزها خودداری کنند. موردی که ما ابدن به آن عمل نکردیم.

پس از نشستن بر روی صندلی ومیزهای تمام استیل آذینی و راحت رستوران به اطراف می نگرم و متوجه می شوم دربالای در ورودی یک نیم طبقه قرار دارد که می توان علاوه بر لذت بردن از چشم انداز خیابان زیبای ولی عصر آمار اتوبوس هایی که از خط ویژه می گذرند را هم گرفت.

تمام ستونها و دیوارهای رستوران راه پله و ... با سلیقه سرامیک شده اند نور پردازی در حد مطلوب و مکان قرار گرفتن سرویس بهداشتی در جای مناسب و دور از میزهای غذا است که از نکات مثبت معماری داخلی این رستوران به حساب می آید. لازم به ذکر است اگر از بالا به طبقه پایین نظری بیفکنید نا خود آگاه به یاد طبقه همکف سینما می افتید و انگار مردمی که در پایین در صف سفارش غذا هستند آماده ورود به سالن سینما می شوند.

از هرچه بگذریم  سخن تست غذا خوش گوارتر است. ابتدا پیتزا خوردیم که به صورت حرفه ای در سطح متوسط آماده شده بود. راحت الحلقوم بود و مزه پیتزا می داد نه چربی. ولی طعم خاص و ویژه ای نداشت. چیکن برگری که من خوردم دارای امتیازات نرم بودن، کم چربی بودن و از همه مهم تر دارای قابلیت خورده شدن بود. و دست آخر سالاد کلم که قابل جویدن(نرم) و معمولی بود.

در پایان باید بگویم که برای سال ها خلا وجود یک مغازه فست فود خوب در این منطقه احساس می شد که با باز شدن این فست فود خدمت بزرگی به دوستانی که در آن جا به دنبال لحظه ای خلوت با شکم محبوب خود بودند شد. فقط امیدوارم کیفیت آن کاهش پیدا نکند چون فعلاً بدون گرفتن کلی ایزو سرعت سرویس و کیفیت آن قابل قبول است.

امیرحسین پورمختار

 

 

خیابان ولی عصر تهران پرخاطره ترین خیابان است در زندگی من. محلی که در آن دانشجو بوده ام. یعنی اولین نقطه لمس دنیای واقعی. بارها و بارها در حالی که عاشق بوده ام یا فارغ. غمگین بوده یا شاد. پر انرژی و امیدوار بوده ام و یا ناامید و خسته از این میدان معروف تهران عبور کرده ام.

و چیزی که درباره این منطقه برای سال ها ذهن مرا مشغول خود می کرد این بود که چرا هیچ آدم عاقلی پیدا نمی شود تا یک مغازه فست فود مدرن منطبق بر استاندارد و مناسب جهت قشر متوسط و دانشجو در این منطقه باز کند و درعوضش اسکناس که نه بلکه تراول چاپ نماید. و جدیدن این ندای قلبی من بی پول را کسی شنیده و مدتی است کمی بالاتر از اداره پست شعبه ای از مغازه استار برگر کار خود را آغاز نموده است.

آن چه از استاربرگر بخاطرم مانده بود ساندویچ فروشی بود در خیابان میرداماد با ساندویچ هایی کوچک و لذیذ منطبق بر میل دخترکان گوگوری مگوری لاغر اندام به شدت گرسنه همیشه رژیم که خصوصیت مثبتش قرار دادن مخازن سس در گوشه ای از مغازه بود تا هر مقدار که دلت می خواهد سس بخوری که این شعبه نیز به این مهم عمل کرده است. هر چند من احتمال می دادم با توجه به متفاوت بودن مشتریان این شعبه بایستی از نظراتی متفاوت باشد و با دیدن چند نوع پیتزا در لیست غذاها حدسم تبدیل به یقین شد.

مغازه دو طبقه دارد و سنگ و سرامیک های به کار رفته در آن برق می زنند و از آنسوی خیابان توجه عابران را جلب به خود می کنند. طبقه پایین مغازه وسیع است و آن چه عجیب می نماید نبودن هیچ میز و صندلی در آن جا است و جز پیشخوان در انتهای سالن چیز دیگری را نمی بینی و این احساس به تو دست می دهد که در این فضای خالی غرق می شوی و به گمانم دلیلش ظهرها باشد که مشتریان بسیارند و لزومن همه آن ها ناهارشان را در رستوران نمی خورند و بسیاری غذا را می گیرند و می روند پس نیازمندند به فضایی خالی برای منتظر بودن جهت آماده شدن ناهار.

این مغازه سه صندوق دارد که لیست همه غذاها را بدون تفکیک نوع غذا در پشت هر صندوق و در یک ستون به همراه قیمت هایشان نصب کرده اند. اول ساندویچ ها بعد سوخاری ها و بعد پیتزا و پیش غذا و پس غذا.

ما یک دوبل چیز برگر یک دوبل چیکن برگر و یک سالاد کلم سفارش می دهیم همراه 2 بطری نوشابه زیرو و 2 بطری آب معدنی همچنین از برای اطمینان و چشیدن غذا همراهشان می کنیم یک پیتزای مخصوص استار برگر را که هزینه آن ها می شود 18500تومان.

 پس از گرفتن فیش به طبقه بالا می رویم.

و اما طبقه دوم

بر در و دیوار جمله ای زده اند مبنی بر این که تا پیش از گرفتن غذا میز و صندلی ها را اشغال نکنید در حالی که در آن شب هنگام نیمی از میزها خالیند و اعلامیه فوق احتمالن برای وقت ناهار است. صندلی ها نیمکتی هستند و سبک. و احتمالن ارزان. ولی راحتند و بی مشکل هرچند کمی نچسب و بقول خارجی ها چیپ. طبقه بالا مانند طبقه پایین بسیار تمیز است و مرتب. با پرسنلی که دایم در حال نظافتند.

این طبقه سبک جالبی دارد به این معنی که فضای بزرگی در وسط آن خالی است و کاملن مسلطی به طبقه پایین و پیاده روی مقابل و در کنار دیوار راهرویی قرار دارد که تو را به کنار تابلوی رستوران می برد در حالی که موازی تابلو نیز یک ردیف میز و صندلی قرار گرفته و در سویی مشرف است به پیاده رو و از طرفی دیگر مسلط است به طبقه پایین مغازه.

نیم ساعتی می نشینیم تا غذا آماده شود. پیتزا به نسبه کوچک است و تقریبن پرملاط ولی محتویاتش بر خلاف اسمش آن قدرها مخصوص نیست و همین موادی است که عمریست در هر پیتزایی می خوریمشان. طعم آن هم متوسط است یعنی که نه آن قدر خوب که در زیر دندانت بماند و در طول روز و شب گاهی هوس خوردنش را کنی و نه آن قدر بد که منزجر شوی و حالت را بد کند و عهد کنی با خود که دیگر این جا نخواهی آمد طعم ساندویچ ها و حتی سالاد کلم هم همین طور است البته ساندویچ ها بسیار شیکند با 3 ردیف نان و یک لایه پنیر اشتها بر انگیز. ولی همان طور که گفتم طعمشان بسیار عادیست.

اگر بخواهم منصفانه نظر دهم باید بگویم این رستوران مدیریت درستی دارد که تناسب را بخوبی می فهمد یعنی که در استاربرگر ولی عصر قیمت ها معقول است و طعم ها قابل قبول. کیفیت در حد استاندارد است و چیدمان و سرویس ارایه شده به مشتریان مناسب است در حد نیاز و متناسب است با تعداد و منطبق با سلیقه قالب ایشان. و البته خدا برکت دهد که درآمد فراوان است در حد امکان.


 

احمد

پ ن: نظر فرزاد را هم بخوانید

سلام احمد جان ...
تقریباً 3 روز بعد از خواندن این مطلب با دوستی به این رستوران سر زدم ... یک نکته ی کوچک در تکمیل مطلب خوبت باید بگم ... اونم اینه که ما برزگترین اشتباه رو در سفارش انجام دادیم و پیتزای پپرونی و فیله سوخاری سفارش دادیم. پیتزا 2-3 عدد از بی کیفیت ترین کالباسهایی که تا حالا خورده بودم وسط پنیر و نان (و کمی قارچ برای تزئین!) بود که فقط قابل خوردن بود. اما فیله مرغ سوخاری فاجعه بود. باورم نمی شد که هیچ طعمی نداشت و بسیار خشک بود جوری که نیمه کاره ولش کردیم و یک دبل چیز برگر سفارش دادیم. دبل چیز برگر اما به شدت قابل قبول بود و حداقل شام ما پایان خوشمزه ای پیدا کرد.
توصیه ی من به دوستانی که اینجا سر می زنن اینه که به هیچ وجه سراغ سفارش غیر از غذاهای همبرگری نروند که پشیمان خواهند شد!